رابطهى ميان فضائل اخلاقى و غذاى حلال را اينجور توضيح ميدهد :
علم و حكمت زايد از لقمهى حلال
عشق و رقّت زايد از لقمهى حلال
چون ز لقمه تو حسد بينى و دام
جهل و غفلت زايد ، آن را دان حرام
هيچ گندم كارى و جو ، بردهد ؟ ديدهاى اسبى كه كرهى خر دهد ؟
لقمه تخم است و برش انديشهها
لقمه بحر و گوهرش انديشهها
زايد از لقمهى حلال اى مه ، حضور
در دل پاك تو و در ديده نور
3 - در آخر آيه جملهى « أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّه ) * - الخ » يادآورى شده است كه بزرگتر فرمان شيطان بمدّعيان علم است . به خدا و دين چيزى نسبت ميدهند و خود نه ميدانند و نه ، مىفهمند ، اگر اين آيه آن روز براى اعرابى بوده است كه بنام وظيفهى دين از خوردن گوشت شترهاى خود احتراز داشتند امروز روى سخن بآنهائى است كه خود را عالم مىشمارند و هر باطل و خرافهاى را كه از نسلهاى قديم و محيط زندگانى و مقتضيات مالى و اقتصادى به ارث بردهاند بنام علم و دين جزء مقدّسات شمرده و بر مردم سادهى زود - باور تحميل مىكنند تا جاى فكر و استدلال براى كسى باقى نماند . بصريح آيه اينها مأمورين شيطان هستند كه به خدا نسبت ميدهند آنچه را نه خود فهميدهاند و نه قابل فهم خردمندان است .
4 - در علم النفس كليّهى جنبش و اعمال و كارهاى حياتى انسان بسه طبقه تقسيم شده است « 1 » : اوّل كارهاى حياتى غير ارادى مانند تنفّس و تغذيه و امثال آن . دوّم :
اعمال عاطفى مانند احساسات و خواستهها و انزجارها و آزردگىها كه مجموعهى آن را حيات عاطفى و منطق عاطفى مىنامند .
سوّم : اعمال و جنبشهاى عقلى مانند فكر و اختراع و صنعت كه آنها حيات عقلى و منطق عقلى هم مىنامند . علماى علم الاجتماع مىگويند : جنبشهاى عقلى بتازگى در تاريخ عالم ظهور كرده است در صورتى كه اعمال عاطفى و استدلالهاى مولود از آن از ادوار
هامش
( 1 ) آرا و عقايد گستاولوبن ترجمهى عباس شوقى فصل سوّم ص 31 .