مطالعهى در اين موجودات عمده و اصلى است و اگرچه در همهى موجودات نشانهى آفريننده مشاهده مىشود ليكن اين چند موضوع بواسطهى عموميّتى كه دارد فراگير تمام آفريدهها است .
حسينى نوشته است شعر :
همه نقش اين گنبد پر نگار
گواهند بر صنع آن كردگار
و گر گوهر آيد و گرچه خسى است
برون و درونش حكايت بسى است .
سخن ما : 1 - آيت اوّل را مىتوان چنين معنى كرد : آنكه همهى شما سرگردان جستجوى آنيد و پناهگاه خود ميدانيد يگانه و يكتائى است كه به هيچ روى شماره و چگو - نگى در او راه ندارد . 2 - آيت دوّم « إِنَّ فِي خَلْقِ ) * - الخ » گويا سعدى از آن چنين الهام گرفته كه گفته است :
همى گسترانيد فرش تراب
چو سجّادهى نيكمردان بر آب
ز مشرق به مغرب مه و آفتاب
روان كرد و بنهاد كشتى بر آب
ز ابر افكند قطرهاى سوى يم
ز صلب آورد نطفهاى در شكم
بامرش وجود از عدم نقش بست
كه داند جز او كردن از نيست هست
3 - در منطق اصطلاحى دارند برهان لمّ يعنى استدلال از آثار و علائم و نشانههاى يك موجود بر خود آن موجود . در آزمايشگاههاى امروز بوسيلهى شناختن خاصيّت اجسام و قابليّت تجزيه مىتوانند خود جسم و مواد تركيبى و اصل آن را دريابند . در اين آيات براى خداشناسى به اين اصل راهنمائى شده است كه بشر را بمطالعهى در آثار آفريننده و باصول آفريدهها متوجّه مىكند تا دريابند كه روابط موجودات با يكديگر به اين نظم و روش معيّن مولود حقيقت فراگيرى است برتر از همهى آفريدگان . و در قرآن به اين قسمت توجّه بيشترى شده است و مكرر به اين روش استدلال شده است . و بهترين راه پى بردن به اين حقايق دانستن علوم طبيعى است و باريك بينى در آنها .