به اين آيه متوجّهشان كرده است كه در آن روز شفاعت نيست . و در نظر شيعه شفاعت دفع ضرر و اسقاط عذاب است از آن كه مؤمن است و گناهكار و مستحقّ عذاب ، معتزله معتقد هستند كه شفاعت زيادى منفعت است براى مردم فرمان بردار و معصيت كاران بهره اى از شفاعت ندارند .
فخر : بعقيدهى فلاسفه چون بعضى افراد قابل حقّ فيض نيستند پيغمبران واسطهى فيض مىشوند كه بواسطهى شفاعت آنها مردم ناقابل وسيلهى لياقت بدست ميآورند و نظير اين وسيله فيض در محسوسات ، آئينه است و آب كه چون چيزى مثل سقف و كف خانه قابل تابش خورشيد نباشد و نور به آن نرسد بوسيلهى آئينه و آب كه برابر خورشيد گذارده شود و نور به آن بتابد آن نور از آنها منعكس مىشود و بسقف يا كف مىتابد و آن را نورانى مىكند . پس گناهكار كه خود قابل فيض حقّ نيست بوسيلهى پيغمبر نور حقّ او را مىگيرد .
تأويلات كاشانى : مقصود از اين جمله اين است : چون از صفات و افعال ربوبى بىبهره هستند پس شفاعتى نيست تا براى آنها پذيرفته شود مثل اين مصراع شعر :
( لا ترى الضّبّ بها ينجحر ) يعنى در آن بيابان نمىبينى كه سوسمار لانه بسازد چون آنجا سوسمار يافت نمىشود پس يهود هم وسيلهى شفاعت ندارند .
طنطاوى : در قرآن پيغمبر توصيف شده است بچراغ روشن به اين جمله ( داعيا و سراجا منيرا ) پس نورانيّت پيغمبر باندازهى لياقت اشخاص است و شفاعت او همان نورانيّت و روشنى آن حضرت است كه علوم و تربيت و معارف اسلام باشد پس هر كس بهر اندازه از علوم و تربيتهاى پيغمبر استفاده كرد به همان اندازه ناجى است و از شفاعت بهرهمند خواهد بود .
سخن ما 1 - جملهى * ( ( يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ ) ) * بفاصلهى چند آيه تكرار شده است شايد براى تهييج احساس يهود باشد و يادآورى سوابق تاريخ آنها كه شما مردم يهود مدينه غير عربهاى آنجا هستيد كه سوابق تاريخى و نژادى شما نشان ميدهد نعمتهاى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 77
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٧٧