يك ذرّه اگر كشف شود عين عيان
نه دل برهد نه جان نه كفر و ايمان
( هذا هو المشار اليه بقوله صلعم : حجابه النّور لو كشفها لأحرقت سبحات وجهه كلّ شيئى ادركه بصره ) و هم عارفان گفتهاند : خوف دو تا است . خوف عقاب و خوف جلال . اوّلى بهرهى مردم ظاهربين است و دوّم بهرهى صاحب دلان و اوّلين به زودى نابود شود و دوّمين پاينده است . اين بود گفتهى كشف الاسرار و ممكن است * ( ( إِيَّايَ فَارْهَبُونِ ) ) * اشاره باشد كه از من بترسيد و وفا بعهد من بكنيد نه از بزرگان خود بترسيد و نه به پيمانهاى نسخ شدهى سابق وفا كنيد .
مجمع : ابن كثير ( فارهبوني ) با يا قرائت كرده است ولى چون نون را با كسره تلفّظ مىكنند و آن نشانهاى است بر سقوط يا قارىها اتّفاق دارند كه يا تلفّظ نشود .
* ( وَآمِنُوا بِما أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ ) * 41 - نهاوندى در نفحة الرّحمان :
اين جمله بمنزلهى تفسير عهد است و مفسّرين ديگر گفتهاند : اين جمله مىفهماند كه ايمان بياوريد به قرآن كه تصديق مىكند تورات و انجيل را كه نزد شما است و نام پيغمبر در اوست . تا ايمان شما بتورات و انجيل مستحكم شود و راست و گر نه ادّعاى شما از پيروى از موسى و عيسى دروغ است .
* ( وَلا تَكُونُوا أَوَّلَ كافِرٍ بِه ) * 41 - مجمع : براى اوّل كافر چندين جهت شمرده اند ولى مناسبتر آن است كه شما عالم هستيد و نزديكتر به پيغمبر ، شما كه كافر شديد ديگران هم پيرو شما مىشوند پس نسبت ( اوّل كافر ) بيهود و اهل كتاب و علم از آن جهت است كه كفر آنها بر كفر ديگران جلو خواهد بود چنان كه گفتهاند : اوّل يهود مدينه بعد قريظه بعد بنى نضير بعد خيبر پيغمبر را تكذيب كردند .
روح البيان : حكايت كردهاند : كعب بن اشرف كه از سران يهود بنى قريظه بود بعلماى يهود گفت اين محمد راست مىگويد يا دروغ ؟ آنها گفتند پيغمبر است