از جانب رسول خدا سلام خواند .
ابان بن ابى عياش گويد : باز به حج رفتم بعد از رحلت حضرت على بن الحسين عليه السّلام پس به خدمت ابى جعفر محمّد بن على بن الحسين عليه السّلام رسيدم و اين حديث را سراپا از سليم نقل و عرض خدمتش نمودم ، پس اشك در دو چشم مباركش گشت و فرمود راست گفته سليم رحمة اللَّه تعالى فرمود كه سليم آمد به خدمت پدرم ( ع ) بعد از قتل جدم حسين عليه السّلام و من در خدمت پدرم بودم پس همين حديث را بعينه حكايت نمود و پدرم به او فرمود راست گفتى اى سليم بتحقيق كه پدرم خبر داد مرا از امير المؤمنين عليه السّلام به همين حديث .
و در كتاب خداوند عز و جل چيزى چند هست كه جاهلان مختلف و متناقضش ميپندارند و حال آنكه نه مختلف است و نه متناقض ، مثل اينكه فرمود : پس امروز فراموش ميكنيم كافران را چنانچه فراموش نمودند ملاقات روز خود را ، يعنى امروز قيامت « 1 » و فراموش كردند خدا را پس خداوند هم آنها را فراموش كرد « 2 » و باز بعد از اين ميفرمايد كه : نبوده است پروردگارت فراموشكار « 3 » و مثل اينكه فرموده : روزى كه به پا ميايستند روح و ملائكه صفى و اصلا سخن نميگويند مگر كسى كه اذنش دهد خداوند و سخن صواب گويد « 4 » و مثل اينكه فرمود : روز قيامت بعضى كافر ميشوند ببعضى و لعن
هامش
( 1 )فَالْيَوْمَ نَنْساهُمْ كَما نَسُوا لِقاءَ يَوْمِهِمْ( سوره اعراف آيه 49 )
( 2 )وَ ما كانَ رَبُّكَ نَسِيًّا( سوره مريم آيه 65 )
( 3 )نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ( سوره توبه آيه 68 )
( 4 )يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ( سوره نباء آيه 38 )