را دشمن دارد از ترس خدا و بسبب تعظيم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم و سهو ننموده و درست شنيده و همان نحو كه شنيده روايت نموده بدون زياد و كم و دانسته ناسخ و منسوخ را و عمل بناسخ نموده و منسوخ را طرح نموده و بدرستى كه امرهاى پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم را مثل قرآن ناسخى است و منسوخى و خاصى و عامى و محكمى و متشابهى ، و اتفاق مىافتاد كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم سخنى ميفرمود و براى آن دو وجه ميبود كلامى عام و كلامى خاص مثل قرآن ، حق تعالى فرموده آنچه آورد شما را پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم اخذ نمائيد و آنچه منعتان فرمود از آن دست بداريد « 1 » و در آن سخن مشتبه ميشد بر كسى كه معرفت نداشت كه خدا و رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم چه معنى را از آن كلام قصد نمودهاند و چنان نبود كه همه اصحاب رسول صلى اللَّه عليه و آله سؤال نمايند و بعد از سؤال تفهيم جواب را از آن جناب طلب كنند ، زيرا كه در ميان اصحاب بودند قومى كه سؤال مينمودند از آن جناب و ديگر استدعاى تفسير جوابى را كه شنيده بودند نمينمودند جهت آنكه حقتعالى منعشان فرموده بود از سؤال آنجا كه در قرآن ميفرمايد : اى مؤمنان سؤال مكنيد از چيزهائى كه اگر بيان شود براى شما بدحالتان مىكند و اگر سؤال نمائيد در آن وقتى كه قرآن نازل كرده مىشود بيان خواهد شد براى شما كه خداوند عفو از آن فرموده و خدا آمرزنده و بردبار است ، بتحقيق كه سؤال از آنها نمود قومى پيش از شما و بعد از جواب به آن كافر گرديدند « 2 » و لهذا آن جماعت از اصحاب جناب رسالت مآب بازايستادند از سؤال حتى اينكه
هامش
( 1 )ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا( 2 )يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْتا آخر آيه