باب ( سى و هفتم ) اعتقاد در نفى غلو و تفويض
ابن بابويه رحمة اللَّه عليه گويد : اعتقاد ما در باره غاليان و تفويضيان آن است كه آنها كافر بخدايند و بدترند از يهود و نصارى و مجوس و قدريه « 1 » و حروريه « 2 » و از كل اهل بدعتها و ميلهاى گمراهكننده « 3 » و آنكه كوچك نشده است خداوند به چيزى مثل كوچك نمودن ايشان يعنى خداوند را چنانچه حقتعالى فرموده كه : نميرسد هيچ بشرى را كه بعد از آنكه خدا
هامش
( 1 ) قدريه ملعونند بىخلاف و خلاف در معنى قدريه است كه آيا جبريهاند يا تفويضيه و حق اينست كه هر دو طايفه گمراه و ملعونند و طايفهء محقه آنانند كه قائل بامر بين امريناند - منه رضوان اللّه عليه
( 2 ) حروريه نوعى از خوارجند كه اصحاب عبد اللّه بن حرورند و نماز بىزيرجامه ميكنند و حروراء نام موضعيست كه در آنجا مجتمع شده مشورت در باب قتل امير المؤمنين على عليه السّلام نمودند - منه
( 3 ) فرموده است شيخ مفيد رحمه اللّه تعالى كه غلو در لغت گذشتن از حد است و بيرون رفتن از ميانه روى ، فرموده است خداوند تعالى :يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَ لا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّتا آخر آيه ( سورهء نساء آيه 171 ) پس نهى فرموده است خداوند تعالى از در گذشتن از حد در باب مسيح عليه السّلام و حذر فرموده است بيرون رفتن از ميانه روى در گفتار را و گردانيده است آنچه را كه ادعا نمودند آن را نصارى در باب عيسى عليه السّلام غلو ، به جهت تجاوز نمودن ايشان از حد به نحوى كه بيان نموديم ما آن را و غاليان از كسانى كه ظاهرا اسلام را بر خود بسته بودند كسانيند كه نسبت دادند امير المؤمنين و امامان از ذريه او را عليهم السّلام بسوى خدائى و پيغمبرى و وصف نمودن ايشان را در فضيلت در دين و دنيا بسوى آنچه تجاوز نمودند در آن از حد ، و بيرون رفتند از ميانه روى و ايشان گمراهان و كافرانند و حكم نموده در بارهء ايشان امير المؤمنين صلوات اللّه عليه بكشتن و سوزانيدن به آتش و حكم نمودند امامان عليهم السّلام بر ايشان بكافر بودن و بيرون رفتن از اسلام - مفيد .