يكى از آنان تقليد نمود .
" مسأله 9 " عدول ( تغيير تقليد ) از مجتهدي به مجتهد ديگر در مسائلي كه به آن عمل
شده جايز نيست ، ولى اگر كسى كه از مجتهد غير اعلم تقليد مىكرده پس از مدتي بفهمد
ديگرى اعلم است ، بايد از مجتهد قبلي عدول كند وبه مجتهد اعلم رجوع نمايد ، بلكه اگر
گمان پيدا كند يا احتمال دهد كه ديگرى اعلم است بايد به أو مراجعه نمايد .
" مسأله 10 " به دست آوردن فتوى ونظريه مجتهد چهار راه دارد :
الف - شنيدن از خود مجتهد
ب - شنيدن از دو نفر عادل
ج - شنيدن از كسى كه گفته أو موجب اطمينان است .
د - ديدن در رساله مجتهد يا ملاحظه دستخط أو ، در صورتي كه به درستى رساله يا
دستخط وى مطمئن باشد .
" مسأله 11 " پس از آن كه مقلد به فتوى ونظريه مجتهد آگاهى يافت ، تا هنگامى كه به
تغيير فتوى ونظر أو يقين يا اطمينان پيدا نكرده است بايد به همان فتوى عمل نمايد ، ودر
صورت شك در عوض شدن فتوى جستجو لازم نيست .
" مسأله 12 " اگر مجتهد اعلم در مسأله اى فتوى دهد ، مقلد أو نمىتواند در آن مسأله
به فتواى مجتهد ديگر عمل كند ، ولى اگر فتوى ندهد وبفرمايد : " احتياط آن است كه فلان
طور عمل شود " مثلا بفرمايد : احتياط آن است كه در ركعت سوم وچهارم نماز سه مرتبه
تسبيحات أربعة - يعنى " سبحان الله والحمد لله ولا إله إلا الله والله أكبر " - بگويند ، مقلد بايد
يا به اين احتياط كه " احتياط واجب " نام دارد عمل كند وسه مرتبه بگويد ، ويا به فتواى
مجتهدي كه علم أو از مجتهد اعلم كمتر واز مجتهدهاى ديگر بيشتر است عمل نمايد ، پس
اگر أو يك مرتبه گفتن را كافى بداند مىتواند يك مرتبه بگويد . همچنين
است اگر مجتهد اعلم بفرمايد : مسأله " محل تأمل " يا " محل اشكال " است .
" مسأله 13 " اگر مجتهد اعلم بعد از آن كه در مسأله اى فتوى داده است احتياط كند -
مثلا بفرمايد : ظرف نجس را اگر يك مرتبه در آب كر بشويند پاك مىشود ، ولى احتياط آن
است كه سه مرتبه بشويند - مقلد أو نمىتواند در آن مسأله به فتواى مجتهد ديگر رفتار كند ،
بلكه بايد يا به همين فتوى عمل كند ، يا به احتياط بعد از فتوى كه آن را " احتياط مستحب "
مىگويند عمل نمايد ، مگر آن كه فتواى مجتهد ديگر به احتياط نزديكتر باشد .
" مسأله 14 " اگر مجتهدي كه انسان از أو تقليد مىكند از دنيا برود بايد از مجتهد زنده
ديگر تقليد نمود ، پس اگر مجتهد زنده باقي ماندن بر تقليد مجتهد ميت را به هر مقدار
توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 20
مساهمون: الشيخ المنتظري
ص٢٠