فصل أول
در اوديه مدينهء پرسكينه
وادى عقيق
بدان كه در فضيلت اين وادى شريف أحاديث صحيح بسيار وارد شده وشعرا وفصحا وبلغا در مدح آن اشعار بلاغت شعار فصاحت دثار بسيار گفتهاند . در صحيح است از ابن عمر كه گفت : شنيدم رسول را - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - كه مىگفت : آيندهاى در اين شب به من آمده گفت كه نماز گزار در اين وادى مبارك وأبو غسان گفته كه خبر داد مرا غير واحد از أهل مدينه كه هر گاه كه به عمر خبر مىرسيد كه در وادى عقيق سيل مىآمد مىگفت برويد به ما ، به سوى اين وادى مبارك وآبى كه از هر كجا مىآمد ما « 1 » تمسّح مىكرديم به آن وايضاً مروى شده كه رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - به سوى عقيق سوار شد از آنجا به سعادت معاودت نمود گفت : يا عايشه آمديم از وادى عقيق چه نرم است موطاى أو يعنى محل كوفتن « 2 » أو وچه خوش است آب أو . پس عايشه گفت : يا رسولاللَّه پس چرا ما انتقال نمىكنيم به آن وادى شريف ومكان لطيف ؟ جواب فرمود :
چون توانيم انتقال كرد كه مردم در اينجا خانهها بنا كرده [ اند ] .
از انس - رضىاللَّه عنه - مروى شده كه بيرون آمديم [ 125 - ب ] با رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - به سوى وادى عقيق ، پس به من گفت : يا انس بگير اين مطهّره « 3 » را
و
هامش
( 1 ) - م : ندارد .
( 2 ) - م : گرفتن .
( 3 ) - مُطهّره : آفتابه وظرف آب كه بدان وضو كنند . ( آنندراج )