ديگر از وقايع اين سال انكساف آفتاب است .
ديگر حكم ظهار « 1 » است .
ديگر قتل نمودن مُشركان است سريهء محمد بن مُسلمه را به حيثيّتى كه غير أو هيچ كس خلاص نشد .
ديگر سريهء أمير المؤمنين على است - عليهالسلام - به صد كس به سوى فدك .
ديگر سريهء عبد الرحمان بن عوف به دومةالجندل .
ديگر قحط وتنگى معاش مردم واستسقا نمودن آن حضرت است - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - وآمدن باران .
ديگر سريهء زيد بن حارثه است به وادى القرى .
ديگر قصّهء حديبيّه .
ديگر غارت نمودن عُيَيْنة « 2 » بن حِصن الفرارز « 3 » است اشتران آن حضرت را كه در غابه مىچريدند وقصهء ابن الأكوع به ايشان .
ديگر قصهء عُرنيين است كه دستها وپايهاى ايشان را بُريدند وچشمهاى ايشان را كنده خُودهاى ايشان را آويختند .
ديگر غزوهء بنىالمصطلق است كه در وقت رُجوع از آن به مُريسيع مرور واقع شد وآنجا قصهء افكْ روى نمود وأشبه آن است كه در غزوهء مريسيع كه مذكور شد افك واقع شده باشد .
ديگر تزوج آن حضرت است - صلى اللَّه عليه وآله وسلم - جويرية مصطلقيه را وآزاد كردن مردم جميع أسيران را به اين سبب .
ديگر فرضيّت حجّ است بنا بر قول اصّح وقولي آنكه قبل از هجرت بوده وقولي آنكه در سنهء خامسه وقولي سنهء ثامنه وقولي تاسعه .
هامش
( 1 ) - د : طهار .
( 2 ) - م : عينة .
( 3 ) - ل وم : الفرارى .