وجود ندارد ، و اثرى براى عزت دادن به انسان يا خوار كردن وى يا امثال اين خرافات و اوهام ، بىاساس است و كوچكترين عقيدهاى به اين نوع اوهام ، باعث كور كردن عقول و تاريك ساختن ذهن و فكر آنهاست .
نكتهى دوم اين است كه : اسلام درهاى كسب شرف را به روى همه گشوده و براى هر فردى ، صريحاً حق ترقّى و تعالى قايل شده و امتيازات نژادى و برترىهاى طبقاتى را از بين برده و همه مردم را به كمال عقلى و روانى مجهز ساخته ، تا جايى كه برترى مردم بر يكديگر به وسيلهء عقل و فضيلت است و لاغير ، و اين معنى را جز در اسلام ، در جايى ديگر نمىيابيم كه بتواند پايه و مايه چنين قاعده و اساسى قرار گيرد .
امتياز سوم اين است كه ملاحظه مىكنيم اسلام تقريباً در ميان همهء اديان به اين حيثيت منفرد است كه اشخاص بدون دليل عقلى معتقد به چيزى مىشوند توبيخ مىكند و همچنين كسانى را كه بدگماناند محكوم مىنمايد . . . زيرا مشاهده مىكنيم همه جا عقل و بصيرت را مخاطب قرار مىدهد و هر جا حكمى صادر مىكند ، حكومت و حكميت را بر عهدهء « عقل » مقرر مىدارد و نصوص همه جا ناطق به اين معنى است كه سعادت از نتايج عقل و بصيرت است و بدبختى و گمراهى از لوازم غفلت و بىتوجّهى به عقل و خاموش ساختن نور بصيرت است .
چهارمين امتياز اين است كه : اسلام تعليم امت و تنوير افكار و عقول را به وسيلهء نشر معارف واجب دانسته و امر كرده است كه بايد معلمين وجود داشته باشند كه عمل آموزش را بر عهده گيرند ، و همچنين كسانى مراقب و مواظب تربيت مردم به وسيله « امر به
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 73
مساهمون: أحمد أمين
ص٧٣