تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
كرده‌اند ، موفّقيّت عظيمى است . محمد اقبال ، در زمانى كه چنين فكرى به مخيلهء مردم خطور نمىكرد در انجام چنين منظورى ، نقش بسيار مهم و پردامنه‌اى را ايفا كرده است . نظريات وى اصولًا با نظريات من تطبيق مىكرد و بالاخره پس از مواجه شدن با مسائل مربوط به قانون‌گذارى و تأسيس حكومت هند ، ضمن مطالعهء دقيقى كه داشتم و تجربياتى كه به دست آوردم به اين نتيجه رسيدم كه براى برآوردن آرزوهاى مسلمانان هند ، بايد به چنين اقدامى مبادرت ورزيد ، لذا طى قطعنامهء مورخ 23 مارس 1940 ميلادى كه بعداً به نام « قطعنامهء پاكستان » معروف شد ، اين تصميم را حزب مسلم ليگ هندوستان اعلام كرد » . هيچ توصيف و تكريمى را بالاتر از اين براى نمىتوان بيان كرد ، و اهمّيّت اين توصيف بيشتر ناشى از آن است كه اين تكريم را رهبر بزرگى به زبان آورده است كه براى هشتاد ميليون جمعيت ، وطن و كشور آزادى به ارمغان آورده است و آنها را از قيد اسارت سياسى و اقتصادى نجات داده به طورى كه تا زمانى كه اقبال اين راه روشن را به آنها نشان نداده بود ، حتّى فكرش را هم نمىتوانستند بكنند . بدين ترتيب ، ملاحظه مىشود كه اقبال با طرح تأسيس پاكستان نه فقط راه حل مشكلات سياسى و اقتصادى و اجتماعى مسلمين را كه در شبه قارهء هند زندگى مىكنند نشان داد بلكه تنها مردى را كه بتواند چنين منظورى را تحقق بخشد انتخاب كرد ؛ بعلاوه قائد اعظم محمدعلى جناح را متقاعد كرد كه در اين راه بكوشد . دِينى را كه مردم پاكستان به اقبال دارند تا حدى از اين طريق مىتوانند ادا كنند كه براى تحقق بخشيدن به ايده‌آل‌هاى او لاينقطع