« بلى ! نقشى در سركوبى حركت اسلامى در جهان عرب و به ويژه مصر ، نقشى در احياى جاهليت عربى در قرن بيستم و مباشرتى مستقيم در اعدام شخصيتهايى چون سيّد قطب . . . » . آقاى سعيدى گفت :
« حيف ! حق است » .
اين را به نحوى در مقدمه يادآور خواهم شد و در مقدمهء چاپ دوم كتاب ، چنين آمد :
« . . . نكتهاى كه به اقتضاى عقيده و مسلكى كه دارم ناگزير از بيان آن هستم ، اين است ژنرال نجيب رهبر اول كودتا با جمعيت اخوان المسلمين مساعد و موافق بود ، پس از بركنارى نجيب از كار رهبرى ، جمال عبدالناصر با برنامههاى اخوان روى مساعد نشان نداد و بدبختانه رابطه دو قطب صورت نامطلوبى به خود گرفت و افراد ممتازى از اين جمعيت دچار رنج و مشقتى فراوان شدند تا جايى كه شخصيت علمى كمنظيرى مانند سيّد قطب قربانى اين اختلاف شد و در نتيجه اين عمل ، دامن جمال عبدالناصر ، بدبختانه ملوث شد و همهء مجامع اسلامى را متأثر نمود . . . »
5 . در مورد روابط استاد با « كسروى » ، روزى تعريف مىكرد :
« من در 1312 ، در روزنامه « شفق سرخ » مقالاتى بر ضد اروپايىگرى به قلم « احمد كسروى » خواندم كه بسيار برايم جالب بود . از بيرجند نامهاى به وى نوشتم و تأكيد نمودم كه براى نشر اين قبيل انديشهها ، بايد نشريه يا مجلهاى مستقل منتشر گردد . كسروى در پاسخ ، ضمن ارسال يكى دو تا از كتابهايش ، نوشت كه به زودى مجله « پيمان » را منتشر خواهد ساخت و از من هم دعوت به همكارى كرد .
پيمان در سال 1313 منتشر شد و من هم مقالاتى در زمينههاى اسلامى ، ترجمه و به
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 16
مساهمون: أحمد أمين
ص١٦