منصرف شد و طولى نكشيد كه سيّد به مرض سرطان كه در دهانش پيدا شده ، مبتلا گرديد و حوادث پايان يافت و به فوت وى منتهى گرديد . به هر حال پس از وفاتش شايعات زيادى رواج گرفت و گفتند : اهمال پزشك سلطان در معالجه موجب مرگ سيّد گرديده است .
به هر حال ، سيّد فوت كرد و جنازه او مانند جنازه يكى از افراد عادى جامعه تشييع شد . . . و جز افراد معدودى كه جرأت و جسارت داشتند و نسبت به وى وفادار بودند ، كسى از جنازه مشايعت نكرد و مانند مردم عادى دفن شد . و روزنامهها نيز در سراسر ايالات عثمانى از ذكر اين حادثه ممنوع بودند .
حالا مىپرسيم كه مجموع تعليمات او در يك كلمه و هدفهاى او در يك جمله چه بود ! ؟
« لوتروب استوارت » نويسنده و محقق معروف مىگويد :
« خلاصهء تعليمات جمالالدين منحصر در اين است كه غرب رقيب و حريف مبارز سرسخت شرق است و روح عنادى كه در قلب « پطرس زاهد » حلول كرده بود و جنگهاى صليبى را به راه انداخت ، همان تعصب در كمون ذهن و قلب مسيحيان فعلى ريشه دوانيده و همين روح با همه وسايل ، مىكوشد تا هر جنبشى را كه مسلمانان براى اصلاح و نهضت ايجاد مىكنند ، آن را نابود سازند و صرفاً به همين جهت وظيفهء جهان اسلام حكم مىكند كه براى دفاع از هجوم غرب و حفظ موجوديتش ، همه جوامع اسلامى و كشورهاى اسلامى با يكديگر متحد شوند و براى انجام چنين منظورى ، راه منحصر در آن است كه اسباب و موجبات ترقّيات و پيشرفتهاى غرب را به دست آورده و همهء عوامل و موجبات برترىها و قدرت غرب را تحصيل
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 114
مساهمون: أحمد أمين
ص١١٤