و اقترف فاعترف ؛ به گناهى كه كرده معترف شد . در صحاح گويد : اقتراف ، بهمعناى اكتساب است . و اقترف الذنب ؛ يعنى گناه كرد .
وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ . .
. « 1 » ؛
نيكان آنها هستند كه هرگاه كار ناشايسته از ايشان سرزند يا ظلمى به نفس خويش كنند خدا را به ياد آرند و از گناه خود به درگاه خدا توبه و استغفار كنند .
توبهء ابو لبابه
در تفسير قمى آمده : هنگامىكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله يهود بنى قريظه را محاصره نمود ، آنان به محضر آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله عرضه داشتند : ابو لبابه را به نزد ما بفرست تا در اينباره با او مشورت كنيم . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به ابو لبابه فرمود : به نزد همسوگندان خود برود .
ابو لبابه به نزد آنان رفت . بنى قريظه به او گفتند : نظر تو در اين مسئله چيست ؟ آيا بر حكم او ( پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ) گردن نهيم ؟ گفت : بله ، و بدانيد كه حكم او دربارهء شما - و به گردن خود اشاره نمود - يعنى كشتن است . اين بهگفت ولى سخت پشيمان شد و گفت : به خدا و رسولش خيانت كردم . پس از قلعهء آنان فرود آمده به نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نرفت ؛ بلكه يكراست راهى مسجد گرديد و گردن خود را با ريسمان به يكى از ستونهاى مسجد ، كه « اسطوانة التوبه » ناميده مىشود ، بست و گفت : آن را باز نمىكنم تا اينكه يا بميرم و يا خدا توبهام را بپذيرد . اين خبر به سمع مبارك رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيده فرمود :
اگر به نزد ما مىآمد برايش از درگاه خدا آمرزش مىطلبيديم ؛ اما اكنون كه خود به در خانهء خدا رفته البته خدا به اين امر سزاوارترست . پس او روزها را روزه مىگرفت و شبها تنها بهقدر حفظ رمقى غذا مىخورد ، و دخترش شبها اندك خوراكى برايش برده و به هنگام قضاى حاجت او را باز مىكرد و سپس هم مىبست پس از چندى ، درحالىكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در خانهء امّ سلمه بود ، اين آيهء شريفه مشتمل بر قبولى توبهء ابو لبابه نازل گرديد :
وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللَّهُ
هامش
( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 135 .