كسى بگويد : كلمهء « وراء » بهمعناى پيش رو آمده ، ولى « امام » بهمعناى پشت سر استعمال نشده است .
مؤلف : ولى مىتوان پاسخ گفت كه لفظ « امام » ضدّ « وراء » است و همانگونه كه « وراء » بهمعناى پيش رو مىآيد - به اعتراف خود راوندى و بنا به نقل صحاح - پس ناچار - « امام » هم بهمعناى « خلف » ( پشت سر ) مىآيد ؛ ولى حق آن است كه لفظ « وراء » و « امام » ضدّ يكديگرند و هركدام از آنها بيشاز يك معنا ندارد ؛ ولى از آنجا كه آندو از معانى اعتبارى هستند مىتوان از يكچيز به هردو لفظ تعبير آورد ، به دو اعتبار . بنابراين صحيح است كه گفته شود : بهشت و دوزخ در پيش روى ما هستند به اعتبار اينكه با اعمال و حركاتمان و گذشت عمرهايمان به سوى آنها حركت مىكنيم ، و از آن جهت كه ما در اين عالم خاكى هستيم و آنها در جهان باقى ، پس آنها در وراى ما قرار دارند ، و نسبت به « ساعت » يعنى قيامت هم همينطور . . . .
سبكبال شويد
تخفّفوا تلحقوا ؛ سبكبال شويد تا ( به قافلهء رستگاران ) بپيونديد .
در كشكول شيخ بهائى آمده : آتشسوزى مهيبى در مدائن رخ داده بود جناب سلمان رحمه اللّه شمشير و قرآن خود را گرفت و از خانه خارج شد و فرمود : اينگونه سبكباران نجات مىيابند . « 1 »
در استيعاب آمده : زمانى كه حضرت سلمان رحمه اللّه امير مدائن بود از برگ خرما بوريا مىبافت و از اين راه امرار معاش مىنمود . جمعى بر او وارد شده به او گفتند : چرا كار مىكنى با اينكه از منصب امارتت مقرّرى ماهانه داراى ؟
پاسخ داد : دوست دارم از دسترنج خودم بخورم . « 2 »
و در ذيل طبرى از حسن نقل كرده كه گويد : مقررى سلمان پنج هزار بود و او براى سى هزار نفر خطبه مىخواند در ميان عبايى كه بر قسمتى از آن مىنشست و بقيهء آن را
هامش
( 1 ) . ج 1 ، ص 323 .
( 2 ) . ج 2 ، ص 635 .