تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
تو را در برابر آفريدگارت مغرور ساخته از اين‌كه او را معصيت و نافرمانى كنى ؟ ! و غرور ، پيدايش امرى است براى انسان كه از روى نادانى پندارد كه آن موجب امان از كيفر است . . . و كريم ، كسى است كه قادر بر بخشش بوده با عدم مانع ، و كسىكه داراى چنين صفتى است جايز نيست مغرور شدن به او ؛ زيرا كرامت او همواره برطبق حكمت و صلاح خواهد بود از پاداش دادن نيكوكار ، و به سزا رساندن گناه‌كار . و بعضى گفته‌اند : منشأ غرور انسان جهل اوست به علت تأخير كيفر و عذاب از او . أدحض مسئول حجّة ؛ حجت و دليل انسان گناه‌گار مخاطب به اين آيه نادرست‌ترين حجت‌هاست . در صحاح گويد : مكان دحض و دحض ؛ يعنى جايىكه پاى بر آن بلغزد . و دحضت حجته ؛ يعنى دليل و حجت او باطل گرديد . اين جمله خبر است براى مبتداى محذوفى كه به قرينهء تلاوت آيهء شريفه حذف شده است و مقصود ، انسان مخاطب و مورد عتاب است . علت اين حكم اين است كه خداى تعالى حجت را به‌طور كامل با فرستادن رسولان و انزال كتب آسمانى بر مردم تمام نموده است . و أقطع مغترّ معذرة ؛ و فريفته‌اى است كه عذر او مردودترين عذرهاست . خداى تعالى مىفرمايد :
لا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ إِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
« 1 » ؛ امروز ( قيامت ، توبه و ) عذرخواهى مكنيد ( كه پذيرفته نيست ) . تنها آن‌چه ( در دنيا ) كرده‌ايد به آن مجازات مىشويد .
يَوْمَ لا يَنْفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ
« 2 » ؛ در آن روز ستم‌كاران را ( پشيمانى و ) عذرخواهى سود ندهد و بر آنها خشم و لعن و منزلگاه بد ( جهنم ) مهياست . لقد أبرح جهالة بنفسه ؛ حقا كه به علت نادانى جان خود را به سختى انداخته است .
هامش
( 1 ) . تحريم ( 66 ) آيهء 7 . ( 2 ) . غافر ( 40 ) آيهء 52 .