عمر : آيا ما مسلمان نيستيم ؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله : بله .
عمر : آيا آنان مشرك نيستند ؟
پيامبر صلى الله عليه و آله : بله .
عمر : پس چرا آيين خود را خوار سازيم ؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله : من بندهء خدا و فرستادهء او هستم و هرگز فرمان او را مخالفت نمىكنم و هرگز او مرا ضايع نخواهد نمود .
تا اين كه گويد : زهرى گفته : در جريان فتح مكّه چنان پيروزى نصيب مسلمانان گرديد كه تا آن زمان سابقه نداشت . و چون صلح شد و جنگ از ميان برخاست و مردم از يكديگر ايمن شدند ، ملاقات كردند و سخن آوردند و هركس ادراكى داشت و با او از اسلام سخن كردند مسلمان شد و در اثناى دو سال به اندازهء سالهاى پيش و بيشتر به اسلام گرويدند . « 1 »
نقض قرارداد از سوى قريش
و نيز آورده : در قرارداد صلح حديبيّه ، بنى بكر با قريش بود و بنى كعب ( تيرهاى از طايفه خزاعه ) با رسول خدا صلى الله عليه و آله بود . پس گروهى از بنى كعب با گروهى از بنى بكر جنگيدند . و در قرارداد صلح آمده بود كه دست از جنگ يكديگر بدارند . و قريش بنىبكر را به دادن اسلحه كمك نمود . بنى كعب از اين امر خبر يافتند و بدين جهت پيامبر صلى الله عليه و آله با اهل مكّه جنگيد ؛ زيرا كه آنان پيمان صلح را شكستند . « 2 »
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى : 1 / 283 .
( 2 ) - تاريخ طبرى : 1 / 332