مؤلّف : آيا براستى خداوند حكمت و لزوم اذان گفتن را آگاه نبوده كه آن را به پيامبرش تعليم كند تا اينكه اين مرد ( عبداللَّه بن زيد ) كيفيت آن را در خواب ببيند و عمر هم برايش گواهى دهد .
البتّه اين حديث را جعل كردهاند در قبال آنچه كه از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود :
« آنگاه كه جبرئيل اذان را بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل نمود ، سرِ مبارك آن حضرت صلى الله عليه و آله در دامن على عليه السلام بود و جبرئيل اذان و اقامه گفت .
و چون رسول خدا صلى الله عليه و آله بيدار گرديد به على عليه السلام فرمود : آيا شنيدى ؟
عرضه داشت : بله .
فرمود : حفظ كردى ؟
عرضه داشت : بله .
فرمود : حالا بلال را بخوان و اذان را به او تعليم كن . على عليه السلام بلال را طلبيد و اذان را به او ياد داد » . « 1 »
3 - آب كشيدن پيامبر صلى الله عليه و آله و ديگران
اسدالغابه : از عبداللَّه بن عمر نقل شده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : در خواب ديدم گويا با دَلوى ( سطلى ) از چاه آب مىكشم . در اين موقع ابوبكر آمد و يكى دو دلو آب كشيد ، به گونهاى ضعيف و خدا او را مىآمرزد سپس عمر آمد و دلو را گرفت و در دستان او به دلوى بزرگ مبدّل شد . و من كسى مانند او نديده بودم كه آنگونه آب كشد ، پس مردم سيراب شده به استراحت پرداختند . و تعبير آن
هامش
( 1 ) - كافى : 3 / 302