2 - كيميا
( 1 ) از حضرت امير - عليه السلام - از وجود كيميا پرسيدند ؛ آن حضرت فرمود : كيميا بوده و هست و خواهد بود .
پرسيدند ؛ صنعت آن چگونه است ؟
فرمود : از جيوهء روان ، و سرب و زاج و آهن زنگ زده و زنگار مس سبز . . . بعضى گفتند : فهم ما به اين نمىرسد . فرمود : بعض اجزايش را زمين و آب قرار دهيد . . .
عرضه داشتند : براى ما بيشتر توضيح دهيد . فرمود : همين مقدار بس است ؛ زيرا حكماى پيشين بيش از اين نگفتهاند تا مردم آن را بازيچه نگيرند « 1 » « 2 » .
كلينى ( ره ) در « كافى » « 3 » از ابو حمزه ثمالى نقل كرده كه مىگويد : به همراه امام صادق - عليه السلام - از بازار مسگران مىگذشتيم . من خدمت آن حضرت - عليه السلام - عرضه داشتم فدايت شوم ! اصل اين مس چيست ؟ فرمود : نقره است كه زمين آن را تباه نموده به صورت مس درآمده است ، و اگر كسى بتواند فساد آن را بگيرد از آن بهرهمند مىگردد .
و از ابن خلكان نقل شده : « جابر بن حيان كتاب بزرگى در حدود هزار صفحه در صنعت كيميا نگاشته كه مشتمل بر پانصد رساله از امام صادق - عليه السلام - در اين زمينه مىباشد » . و نيز جرجى زيدان مىگويد : « كه جابر بن حيان از شاگردان امام صادق نخستين كسى بوده كه اساس شيمى جديد را بنا نهاده است . »
هامش
( 1 ) مناقب ، سروى ، ج 1 ، ص 274 .
( 2 ) گرچه اعتبار اين روايت از حيث سند معلوم نيست ، اما وجود كيميا را هم نمىتوان وهمى و خيالى دانست ، و ندانستن دليل بر نبودن نيست ، و جابر بن حيان شاگرد امام صادق ( ع ) شيميدان معروف در كتابى به نام « الرحمه » كه در صنعت كيميا نگاشته فصلى در چگونگى تبديل فلزها به طلا آورده است . و همچنين محمد بن زكرياى رازى طبيب و كيمياگر معروف ايرانى در اين باره مطالعات و تجربيات وسيعى داشته است ( مترجم )
( 3 ) - فروع ، كافى ، ج 5 ، ص 307 ، حديث 15 .