إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً
؛ اى نفس قدسى مطمئن و دل آرام ( به ياد خدا ) امروز به حضور پروردگارت بازآى كه تو خشنود ( به نعمتهاى ابدى او ) و او راضى ( از اعمال نيك ) توست » . و عقل هم وسط و در ميان همهء اين نفوس ، تا كسى بدون فكر و انديشه ، سخنى بر زبان نيارد « 1 » .
39 - معناى قدر
( 1 ) مردى نزد امير المؤمنين - عليه السلام - آمده گفت : مرا از « قدر » آگاه كن .
امام - عليه السلام - به او فرمود : دريايى است ژرف در آن وارد نشو . . .
مرد گفت : مرا از « قدر » آگاه كن !
امام فرمود : راهى است تاريك در آن گام منه .
مرد گفت : مرا از « قدر » آگاه كن .
امام - عليه السلام - فرمود : سرّ خداست ، خود را به زحمت مينداز !
مرد گفت : مرا از « قدر » آگاه كن .
امام - عليه السلام - فرمود : حال كه اصرار مىورزى ، از تو مىپرسم آيا رحمت خدا از براى بندگان پيش از اعمال بندگان بوده و يا اعمال بندگان پيش از رحمت خدا ؟
مرد گفت : بلكه رحمت خدا پيش از اعمال بندگان . در اين موقع امام - عليه السلام - به حاضران رو كرده و فرمود : برخيزيد ! و بر برادر خود سلام كنيد كه او الحال اسلام آورد و پيش از اين كافر بود !
مرد اندكى رفت و سپس برگشته گفت : يا امير المؤمنين ! آيا به مشيت و ارادهء اول است كه برمىخيزيم و مىنشينيم و قبض و بسط به عمل مىآوريم ؟
امير المؤمنين - عليه السلام - فرمود : كه تو در مشيت و نسبت به آن دورى ، بدان و آگاه باش كه من سه مسأله از تو مىپرسم كه خدا از برايت در چيزى از آنها راه
هامش
( 1 ) - كشكول ، شيخ بهائى ، ج 1 ، ص 495 . مجمع البحرين در ذيل نفس .