اى نالهء پير فوطه [ 1 ] پوش از غم تو * وى نعرهء [ 2 ] رند مىفروش از غم تو
افغان مغان [ 3 ] باده نوش از غم تو * خون در رگ عاشقان به جوش از غم تو
شيخ جلال الدين [ 4 ] بهاء ولد از بلخ بود . در زمان فترت مغول بروم شد و بمولاناى روم معروف شد [ 5 ] . وفاتش در سنهء [ سبع و ستمائة ] [ 6 ] . در قونيه مدفون است .
اشعار خوب دارد منها :
شعر
روح توئى نوح توئى فاتح و مفتوح توئى * مرغ كه طور توئى بسته بمنقار مرا
دانه توئى دام توئى باده توئى جام توئى * پخته توئى خام توئى خام بمگذار مرا
شيخ رضى الدين على لالا - وفاتش در سنهء اثنى و اربعين و ستمائة ، بعهد مستعصم خليفه عباسى .
شيخ اسماعيل دزفولى - وفاتش در سنهء ستين و ستمائة . بدزفول خوزستان مدفون است .
شيخ محمد كجوجانى همانجا مدفون است و آن دهى است از ضياع تبريز از طرف قبلى شهر بيك فرسنگى افتاده . معاصر ابقاخان بود . وفاتش در سنهء سبعين و ستمائة .
شيخ سكران [ 7 ] بيك فرسنگى بغداد ، [ بحدود كارم ] [ 8 ] بدهى كه به دو منسوب است مدفون است . وفاتش در سنهء ثمانين و ستمائة . قرب وصول مغول ببغداد بخواب ديد كه فرشتهاى عمودى آتشين بر دست داشت و مىگفت يا كفره اضربوا على رؤس الفجره .
هامش
[ 1 ] - در نسخهء ر اين كلمه تراشيده شده و به صورت « خرقه » در آمده است .
[ 2 ] - ر : نوحهء .
[ 3 ] - م : افغان و فغان .
[ 4 ] - به صورت كسرهء بنوت يعنى جلال الدين ( محمد معروف بمولوى ) پسر بهاء الدين ولد .
[ 5 ] - م : گشت .
[ 6 ] - ب : ستمائة . صحيح سال 672 است .
[ 7 ] - م : شكران - ق ندارد .
[ 8 ] - ب ندارد .