نكردى آن نماز از بى نيازى * كه مىننگ آيدت زين با نمازى
خداوند جهان جمعى فرشته * همه از فيض روحانى سرشته
فرستاد او ز لطف كار سازى * كه تا كردند خاكم را نمازى
خطم دادند در فردوس اعلى * كه فردوسى بفردوس است اولى
خطاب آمد كه اى فردوسى پير * اگر راندت ز پيش آن طوسى پير
پذيرفتم منت تا خوش بخفتى * بدان يك بيت توحيدم كه گفتى
خداوندا تو مىدانى كه عطار * همه توحيد مىگويد بيكبار
چو فردوسى ببخشش رايگان تو * بفضل خود بفردوسش رسان تو ] [ 1 ]
شيخ پير حسين شروانان [ 2 ] وفاتش در سنهء سبع و ستين و اربعمائه بعهد قايم خليفه . در شيروان ولايت اران مدفون است [ 3 ] شيخ ابو الفرج زنجانى وفاتش غرهء رجب سنهء سبع و خمسين و اربعمائه بزنجان .
شيخ باكويى بشيراز . گويند برادر پير حسين بوده و مريد ابو عبد الله خفيف .
شيخ علك قزوينى معاصر سلطان محمد بود . از سخنان اوست : چهار گروه بهترين مردمند : عالمى عامل و حكيمى گويا و عابدى مجرد و واعظى بىطمع .
شيخ ابو الحسن على بن جمال [ 4 ] بن احمد خرقانى خراسانى - معاصر شيخ ابو سعيد ابو الخير بود . از سخنان اوست : حق تعالى قسمت بندگان پيدا كرد هر يك نصيب خود برداشتند . نصيب جوانمردان يعنى اوليا اندوه بود [ 5 ] .
هامش
[ 1 ] - اين اشعار تنها در نسخهء م وجود دارد .
[ 2 ] - ق : پروانان - ر : پروانيان .
[ 3 ] - به نظر مىرسد كه قبر او در دهى در پنج شش كيلومترى جنوب تبريز است كه بر اثر گذشت چند قرن نام پينه شلوار ( پير شروان ) يافته است و در دو كيلومترى اين ده قبرستان متروكى است بنام شادباد ( شادىآباد ) كه محل قبور عرفا و دراويش بوده ( رجوع كنيد به دانشمندان آذربايجان تاليف محمد على تربيت و مجله يغما سال 1329 ص 522 ) .
[ 4 ] - در نفحات اسم او على بن جعفر آمده .
[ 5 ] - ب : [ در ولايت بسطام مدفون است ] .