مهدى خليفهء عباسى . از علماى حديث است . از سخنان اوست : از بهر دنيا چندان جهد بايد كرد كه اينجا اقامت خواهد بود و از بهر آخرت چندانكه آنجا خواهد بود ، هر كرا مروت نبود عبادت نبود . مرد بايد كه از لذات دنيا روزه گيرد و عيد او موت او باشد .
سالك بايد كه بموت چنان مشتاق باشد كه محبوس باطلاق و از مردم چنان گريزان باشد كه از شير .
شيخ ابو اسحق ابراهيم بن ادهم رحمة الله عليه ملكزادهء بلخ بود . سبب توبهء او آنكه آواز پاى مردم بر بام خانه خود بشنيد . پرسيد چه كس است ؟ گفت اشتر گم كردهام ، مىطلبم گفت اى عجب اشتر بر بام خانه مىطلبى ؟ جواب آمد عجبتر آنكه تو خدا را در تنعم و پادشاهى مىطلبى [ شيخ فريد الدين عطار قدس سره العزيز بنظم آورده است :
شنيدستم كه ابراهيم ادهم * شبى بر تخت دولت خفته خرم
به گوش او رسيد آواز پائى * ز جا برجست چون آشفته رائى
بتنديد و بگفتا كيست بر بام ؟ * كرا زهره نهد بر قصر ما گام ؟
جواب آمد كه اى شاه جهانگير * شتر گم كرده مردى مفلسم پير
بخنديد و بشد بر جايگه سست * كه هرگز آدمى بر بام شتر جست
جوابش داد كاى شاه جوانبخت * خداجوئى كسى كردست بر تخت ؟
خداجوئى بخواب و صبر و آرام * شتر جستن بود بر گوشهء بام
تاريخ گزيده — صفحة 633
مساهمون: حمد الله مستوفى قزوينى
ص٦٣٣