جميع [ اهل ايران ] [ 1 ] از تخم اواند و او را شش پسر بود : اول ارفخشد و از نسل او چهارم پشت به قحطان و فالغ رسيد . قوم [ عبرى ] [ 2 ] از تخم فالغاند و اكثر عرب از تخم قحطانند و زبان عربى از يعرب بن قحطان است . قحطان را نام قحطان بود ، بسبب آنكه در سالهاى قحط سخا كردى و مردم را از تنگى برهانيدى . در حق او گفتند يقحط القحوط و يطرد بسخائه . قحطان اسم علم او شد و از قحطان سوم پشت به سبا رسيد . اعراب حميرى و لخمى و غسانى كه حكام اعراب بودند و قضاعى و اشعرى و ازدى از تخم سبااند .
دوم پسر سام عالم بود و خراسان و هيتال پسران عالماند و عراق پسر خراسان و كرمان و مكران پسران هيتال .
سوم پسر سام اسود [ 3 ] بود . اهواز و پهلو پسران اواند و پارس پسر پهلوست .
چهارم پسر سام نوذر [ 4 ] و آذرباد و اران و ارمن و موغان پسران نوذرند .
پنجم پسر سام ارم بود و او واضع باغ است . قوم عاد و ثمود از تخم اواند .
ششم پسر سام مصر [ 5 ] بود و شام و روم پسران اواند .
حام
ابن نوح عليه السلام بقول بعضى مورخان پيغمبر مرسل است . تمامت سياهان از نسل اواند . گويند روزى نوح عليه السلام خفته بود و عورت او ظاهر شده . حام بر آن بگذشت ، بخنديد و او را نپوشيد . حق تعالى بدين سبب پيغمبرى از نسل او ببريد و نسل او بچهره سياه گردانيد . پس يافث بر آن بگذشت ، نپوشيد اما نخنديد . سام بر آن بگذشت آن را بپوشيد ، حق تعالى بدين سبب پيغمبرى به نسل او رسانيد . حام را شش پسر بود : زنك و كوش و هند و بربر و قبط و حبش . نوبه پسر حبش است .
هامش
[ 1 ] - نسخهء م : [ اتراك ]
[ 2 ] - ب : [ عجم ]
[ 3 ] - طبرى « اشوذ » ج 1 ص 139
[ 4 ] - در طبرى اين اسم نيست بجاى آن لا و ذ ضبط شده و اين اصح است . در نسخه « ك » بورد ؟
نوشته شده است
[ 5 ] - چنين است در ، ك در نسخه ب و ف - نفس ؟ ( يقطن ؟ ) و در نسخه كتابخانه ملى « يقن ؟ » بود و به نظر ميآيد يقطن اصح باشد