جمادى الاخر سنهء احدى و سبعين و خمس مايه در گذشت . پانزده سال و هشت ماه و پانزده روز پادشاه بود .
سلطان طغرل
ابن ارسلان بن طغرل بن محمد بن ملكشاه بن الب ارسلان بن جغريبك بن ميكائيل بن سلجوق بعد از پدر پادشاه شد . از دار الخلافه او را سلطان ركن الدين طغرل قسيم امير المؤمنين شد . پادشاهى خوب صورت نيكو سيرت صاحب شوكت لطيف طبع بود . اشعار خوب [ 1 ] دارد . از اشعار اوست :
شعر
ديروز [ 2 ] چنان وصال جان افروزى * امروز چنين فراق عالمسوزى
افسوس كه بر دفتر عمرم ايام * اين را روزى نويسد ، آن را روزى
[ سلطان طغرل علما و اهل فضل و شعرا را تربيت فرمودى و انعامات كردى .
تا روزى در اصفهان ، بر در سراى سلطان طغرل ، نوبت زدند . ظهير الدين فاريابى اين رباعى در بديهه بگفت و بخواند :
اى نوبت تو گذشته از چرخ بسى * بى نوبت تو مباد عالم نفسى
آوازهء نوبتت بهر كس برساد * ليكن مرساد از تو نوبت به كسى
سلطان مال اصفهان بجايزه به دو بخشيد . همچنين روزى ديگر ، خياط در مجلس سلطان جامه مىبريد . ظهير الدين فاريابى اين رباعى در بديهه بگفت و بخواند . هر جامه كه آن روز بريده بودند ، سلطان به دو بخشيد .
هامش
[ 1 ] - نسخ : نيكو
[ 2 ] - ف ، ب : دى روز