يك سال بعد ازو حكومت كرد . بعد از قتل وزير ابن العميد ، صاحب كافى ابو القاسم اسماعيل بن عباد بن عباس اصفهانى و بروايتى رازى را در سنهء سبع و ستين و ثلاثمائة وزارت داد و بواسطهء راى صايب او ، ملك مؤيد الدوله رونقى هر چه تمامتر يافت و به هيچ وجه خللپذير نشد . صاحب عباد ، با وجود كثرت اشغال ، درس گفتى و تصانيف ساختى . از جميع علوم و تمامت امور دنياوى با خبر بودى . مؤيد الدوله در سنهء ثلاث و سبعين و ثلاثمائة در گذشت . صاحب عباد ، تا رسيدن فخر الدوله با سر مملكت ، برأى صايب ملك و لشكر مضبوط داشت . ابو سعيد رستمى سكزى در مدح صاحب عباد گفته است :
شعر
ورث الوزارة كابرا عن كابر * موصولة الاسناد بالاسناد
يروى عن العباس عباد و زا * رته و اسماعيل عن عباد
فخر الدوله على
ابن ركن الدولة حسن بن بويه ، بعد از پدر اندك مدتى حكومت كرد و از دست برادران بگريخت . بعد از وفات ايشان صاحب عباد استدعاى حضور او كرد .
در سنهء ثلاث و سبعين و ثلاثمائة با سر ملك خود آمد و وزارت بر صاحب عباد مقرر داشت . در سنهء تسع و سبعين و ثلاثمائة ، ميان فخر الدوله و برادرزاده اش بهاء الدولة بن عضد الدوله محاربات رفت . فخر الدوله خوزستان با تصرف گرفت و عزم بصره كرد .
بهاء الدوله آب در صحراى سامى افكند . رفتن ميسر نشد . با همدان آمد . بهاء الدوله به استغفار پيش عم پيغام فرستاد . فخر الدوله برو دل خوش كرد . امير الا امرائى و مهترى دودمان بر فخر الدوله مقرر شد و او در بغداد جامعى ساخت ، به طرف غربى .
آن را درين عهد ، وزير غازان خان ، خواجه سعد الدين محمد ساوجى [ 1 ] تجديد عمارت كرد . تا صاحب عباد در حيات بود ، پادشاهى او رونقى تمام داشت . در سنهء خمس و ثمانين و ثلاثمائة ، صاحب عباد رنجور شد و كار به وصيت رسيد . در آخرين
هامش
[ 1 ] - م : آوجى