ديگر در عيد اضحى ، اين سال ، پيغمبر ( ص ) قربان كرد [ و اين اولين قربان بود در اسلام ] [ 1 ] و هم درين وقت ، در ذى قار ، عرب را با عجم جنگ بود و با وجود كثرت عجم ، ظفر عرب را بود ، ببركت نام محمد ( ص ) كه در جنگ ياد مىكردند
در سال سوم
در صفر بجنگ بنى سليم و بنى غطفان رفت ، بموضعى كه آن را كدر خوانند .
كفار بگريختند . پيغمبر ( ص ) اموال ايشان غنيمت كرد و با مدينه آمد .
ديگر بجنگ بنى قينقاع رفت . حصارشان خراب كرد و خواسته غنيمت فرمود و مظفر با مدينه آمد . درين وقت شرب خمر حرام شد .
ديگر محمد بن مسلمه [ 2 ] الاوسى را با جمعى ياران فرستاد تا كعب بن اشرف جهود را از قوم بنى نضير بكشتند و هفت كس را بفرستاد از بنى خزرج تا ابو رافع سلام - بن ابى الحقيق [ 3 ] خيبرى را بكشتند .
ديگر زيد بن حارثه را بجنگ كاروان مكه ، مقدمشان ابو سفيان ، فرستاده بموضعى قرده [ 4 ] نام بهم رسيدند . ابو سفيان منهزم شد . زيد خواستهء ايشان غنيمت كرد و بمدينه برد . پيغمبر ( ص ) بر ياران بخش كرد و خمس خود تصرف فرمود .
ديگر در منتصف شوال بو سفيان با سه هزار مرد جنگى بجنگ آمد . پيغمبر ( ص ) با هزار مرد برابر رفت . بر كوه احد فريقين را ملاقات بود . جنگ كردند . شكست بر اهل اسلام افتاد . شصت و پنج صحابه : چهار از مهاجر و شصت و يك از انصار شهيد شدند و دندان مبارك مصطفى ( ص ) [ شكسته شد ] [ 5 ] و ابرويش [ 6 ] مجروح گشت و پيغمبر را ( ص ) [ بر كشتگى بينداختند ] [ 7 ] . امير المؤمنين على ( ع ) و سعد وقاص رضي الله عنهما ، آنجا
هامش
[ 1 ] - ق ، ندارد
[ 2 ] - تصحيح از طبرى . متن : محمد بن ابى مسيلمه
[ 3 ] - تصحيح از طبرى . متن نسخ : الحقيق
[ 4 ] - نسخ : فروده - قرده ماء اسفل مياه الثلبوت بنجد فى الرمه لبنى نعامه ( ياقوت ج 7 ص . 5 ) ماء من مياه نجد ( طبرى ج 2 ص 181 )
[ 5 ] - م : را بشكستند
[ 6 ] - م : رويش - ك : ابرويش
[ 7 ] - ب : خود را بر كشتگى بينداخت - ف : خود را بر كشتگان بينداخت .