اما خوابيدن وى در بستر پيامبر ( ص ) در شب هجرت اهالى آسمان و زمين را مدهوش نمود . روزى عايشه به پدر خود افتخار نمود كه يكى از دو نفر حاضر در غار بود . يكى از ياران پيامبر ( ص ) به وى گفت : تفاوت بسيارى است ميان كسى كه به وى گفته شد :
« لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا »
اندوهگين مباش كه خدا با ماست ، و كسى كه در بستر آرميد در حالى كه مىدانست كشته خواهد شد و آيه :
« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ . »
« 1 » « و از مردم كسانى هستند كه جانشان را در راه خوشنودى خداوند مىفروشند » ، درموردش نازل شده باشد .
هامش
بريده و 7 و 43 ح 11 و 55 و 85 بروايت ابو هريره چ حيدريه و نيز از سهل بن سعد ساعدى و 61 از ابن عباس و 15 چ بيروت و 8 چ تقدم مصر وارد كردهاند .
( 1 ) - در مناقب ابن شهر آشوب : 2 / 58 و ديگر منابع از مجاهد آمده است كه گفت : عايشه به پدرش و همراهى وى با رسول خدا ( ص ) در غار افتخار كرد« إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا »توبه :
140 . عبد اللّه بن شداد بن الهاد به وى گفت : پس درمورد على بن ابى طالب كه در بسترش خوابيد و مىدانست كه كشته خواهد شد چه مىگويى ؟ پس ( عايشه ) خاموش ماند و پاسخى نداشت . و بسيار تفاوت است بين گفته خداوند :« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ . . . »و اين گفته ذات حق :« لا تَحْزَنْ إِنَّ . . . ». پيامبر ( ص ) با ابو بكر بود و او را دلدارى مىداد در حالى كه با على نبود ، ابو بكر درد نمىكشيد در صورتى كه على با سنگ مورد حمله قرار گرفت ، او در غار پناه گرفته بود و على در ميان كفار گرفتار شده بود . نگا : المسترشد فى امامه امير المؤمنين : 433 ، الخصائص ابن البطريق : 98 ، كشف اليقين : 90 ، بحار الأنوار : 38 / 289 و : 36 / 9 - 48 ، إعلام الورى : 191 ، الطرائف : 33 ، العمده :
340 ، دلائل الصدق : 2 / 538 ، الشافى سيد مرتضى : 4 / 25 ، الغدير : 2 / 48 ، تذكره الخواص سبط ابن الجوزى : 40 ، تاريخ يعقوبى : 2 / 33 ، الطرائف ابن طاووس : 407 ، اختيار معرفه الرجال :
1 / 130 ، كفايه الطالب : 115 ، ينابيع الموده : 105
و اين شعر صاحب بن عباد است كه قاضى جعفر بن محمد بهلولى يمانى : 85 چ بغداد آن را شرح داده :