انسان نيرويى دارد كه مىتواند هفت آسمان را در راستاى تامين نيازها و اهداف خود به كار گيرد و با آن به آسانى با سختترين پيشامدها روبرو شود .
در عين حال آنچنان هم ناتوان است كه از رويارويى با پستترين چيزها مانند پشه يا فرو بردن لقمهاى در گلو ، درمانده شود . حكمت قرار گرفتن اين ناتوانى در كنار آن نيرو آن است كه انسان خود را آنچنان نيرومند نپندارد كه سركشى كند و آنچنان هم تسليم ناتوانى نشود كه از جهاد و كار باز ماند . خردمند آن است كه در كنار مبارزه و تلاش براى زندگى ، هوشمندى و دورانديشى را درباره پيشامدهاى ناگهانى و غيرمترقبه ، در نظر داشته باشد . اين ديدگاه ژرف و درست درباره انسان جز از راه فراگيرى آن از انسانى دانا يا عقلى معصوم از خطا و لغزش ، امكانپذير نمىباشد . « 1 »
راغب اصفهانى مىگويد كه از امير مؤمنان على ( ع ) روايت شده كه گفت : به هيچكس خوبى نكردم و به هيچكس بدى نكردم ! مردم از شگفتى سر خود بالا آوردند . . . و امام ( ع ) اين فرمايش خداوند را قرائت نمود :
« إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها
« 2 » - اگر خوبى كنيد براى خود خوبى كردهايد و اگر بدى كنيد هم بر خود بدى كردهايد - .
هامش
( 1 ) - به بخش امام و پيشگويىهاى علمى در همين كتاب مراجعه شود .
( 2 ) - اسراء : 7 ، محاضرات الأدباء : 1 / 216 چ 1961 .