نمىدارد و حتى كمونيسم زاده تشيع است و فرزند به حق اوست . حتى ستون پنجم هم آنگونه كه نويسنده مىگويد ، از اصول و باورهاى شيعيان است « 1 » !
آيا پاسخ گويم يا روى از وى بگردانم ؟ . . . در اين انديشه بارى بر خود غلبه مىكردم و بارى درونم بر من چيره مىشد تا اينكه گفتم : چه خاموش بمانم و چه پاسخ گويم در هردو صورت گرفتارى بزرگى پيش رو دارم . اما پاسخ دادن كمترين زيان را ميان اين دو گرفتارى دارد و گناه به گردن كسى است كه آغازگر اين چالش بود . آن نويسندهاى كه خواست در جهت خواهشهاى درونى خود ، پرونده مذهب پاكى را به سياهى بيالايد .
جناب شيخ بايد بداند كه رجعت نزد اماميه ، نه در شمار اصول است و نه از جمله فروع و حديثهاى نقل شده درباره آن درست همانند احاديث دجال نزد اهل سنت است كه مسلم در صحيح خود روايت كرده است . حال هركه خواست بدان ايمان آورد و هركه خواست انكار كند و در هردو صورت مشكلى براى وى ايجاد نخواهد كرد . زيرا مساله دجال نه از اصول اعتقادى است و نه از فروع ضرورى .
اى نويسنده كتاب ، بدان كه اسلام در نزد اماميه طبق رواياتى كه از پيامبر ( ص ) و خاندانش وارد شده بر پنج ستون استوار است : شهادت به لا إله الا اللّه و محمد ( ص ) رسول اللّه ، نماز و زكات و حج خانه خدا بر هركه به سوى آن راهى يافت و روزه ماه رمضان . حال رجعت و تاويل كجايند ؟ آرى از اهل بيت ( ع ) در بيشاز يك حديث وارد شده كه ولايت هم به اين ستونها افزوده شود . اين افزودنى از فرموده خداوند برگرفته شده كه فرمود :
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ
هامش
( 1 ) - پيشين : 17 و 21 و 34 .