از ابو سفيان حمايت كند يا وى را در زمره مسلمانان پرهيزكار قرار دهد و به
هامش
معروف بود : سياستى كه به نمايندگى سركشان و متجاوزان و بر مبناى واژگونهكردن حق بنياد يافته بود و در راه تحقق آن از تطميع منحرفان و فريب ناآگاهان فرو گذار نكرد و احمقان را بلاهت افزود و متكبران را فريفت تا آنجا كه باطل زير دندانهايش مزه كرد و در سبكسرى و پيمانشكنى ره به افراط پيمود .
نتيجه آنكه ابو طالب وفات نيافت مگر آنكه رسول خدا ( ص ) را از خود خوشنود ساخت ، اما آنچه وى را در نزد ايشان كافر از دنيا برد بغض و كينشان نسبت به على ( ع ) بود ، درست همانگونه كه همسر مالك ، كه او را بدست دلاور جنگاور و شمشير آخته خداوند ! خالد بن وليد از ميان برد !
اين نداى ابو طالب است كه برغم كورى چشم دشمنان در تاريخ و در آسمانها پرطنين و بلند آوازه است كه :فصبرا ابا يعلى على دين احمد * و كن مظهرا للدين وفقت صابرا
وحط من اتى بالحق من عند ربه * بصدق و حق لا تكن - حمز - كافر
فقد سرنى اذ قلت لبيك مؤمنا * فكن لرسول اللّه فى الدين ناصرا
و ناد قريشا بالذى قد اتيته * جهارا و قل : ما كان احمد ساحرا1 . اى ابا يعلى بر دين محمد شكيبا باش و دين خود را آشكار كن كه در شكيبايى توفيق يا بى
2 . و با صداقت جانب كسى را كه از سوى خدا به حق دعوت مىكند بگير و سنگدل حق پوش مباش
3 . اگر لبيك را از روى ايمان بگويى خوشحال خواهم شد و پشتيبان رسول خدا در دين باش
4 . و با آوايى بلند آنچه را پيش آوردهاى آشكارا بر قريش بانگ زن و بگو : محمد جادوگر نبوده است .
بنگر : شرح النهج : 3 / 315 ، الديوان : 16 ، مناقب ابن شهر آشوب : 1 / 64 ، اسد الغابه : 1 / 287 ، الاصابه :
4 / 116 ، السيره الحلبيه : 1 / 286 ، اسنى المطالب : 6 .