را كه قصد مىكند . 2 - دلش را از وسوسه نگهدارد . 3 - توجه مرا به خودش حفظ كند . 4 - گرسنگى را نور چشمش قرار دهد .
اى احمد ! لذت گرسنگى ، روزه ، گوشهگيرى و فايدهى آنها را چشيدهاى ؟
عرضكرد پروردگارا فايده گرسنگى چيست ؟ فرمود : حكمت و نگهدارى دل و نزديك شدن بسوى من و اندوه هميشه و سبك بودن خرج در ميان مردم و سخن حق گفتن .
اى احمد ! مىدانى چه وقت بنده به خدا نزديك مىشود ؟ عرضكرد : نه پروردگارا . فرمود : در حال گرسنگى و سجود و باكى نداشته باشد زندگى سخت باشد يا آسان .
اى احمد ! از سه بنده در شگفتم : 1 - بندهاى كه به نماز مىايستد و مىداند دستها را بسوى كى بلند مىكند و پيش رويش كيست و حال اينكه او چرت مىزند .
2 - در شگفتم از بندهاى كه غذاى امروزش از گياه و غير آن است و او غذاى فردا را اهميت مىدهد . 3 - در شگفتم از بندهاى كه نمىداند من از او خوشنودم يا خشمناك و او مىخندد .
اى احمد ! در بهشت كاخى است از لؤلؤ بر فراز لؤلؤ ، درّ بر فراز درّ كه نه در آن پيوند است و نه جدائى ، در آن كاخ بندگان خاص باشد روزى هفتاد بار بسوى ايشان نظر افكنم و با آنان هفتاد برابر دنيايشان سخن گويم و هر گاه اهل بهشت از غذا و آشاميدنى بخواهند لذت ببرند از كلام و ياد من لذت مىبرند .
عرض كرد پروردگارا ! نشانى آنان چيست ؟ فرمود : آنان در دنيا زندانيانند كه در پر گوئى زبانشان را زندانى كردهاند و شكمها را از غذاى زياد .
اى احمد ! همانا دوستى خدا دوستى مستمند و نزديك شدن به آنان است .
عرض كرد پروردگارا ! مستمندان كيستند ؟ فرمود : آنان كه باندك
بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى ) — صفحة 25
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٥