شدند و سرهاى امويان را بر زمين افكندند و سرمستى پيروزى آنان را نابود ساخت ، كه پس از عزت و اقتدارشان به شكل آثار تاريخى در آمدند ، اين كتاب جداگانه به بررسى آثار نورانى انقلاب حسين در زمينههاى فكرى و اجتماعى به جهان اسلام اشاره مىكند .
( 8 ) ( 1 ) تاريخ اسلامى نمىتواند بهرهاى از زندگى داشته باشد ، اگر غل و زنجير بر او سنگينى نمايد و مورد نقد و بررسى قرار نگيرد ، بايد ذرّهبينهاى نقد علمى سالم بر حوادث آن ، مسلّط شوند و با دقّت و بىطرفى ، مورد بررسى واقع شوند و وضعى همچون تاريخ ديگر امتهاى زنده داشته باشد كه قلمهاى انديشمندان و محققان به حوادث آن با تعمق و تحليلى فراوان مىپردازند ؛ زيرا مطالعهء تاريخ نزد آنها جايگاهى در صدر مطالعات فرهنگى و علمى دارد .
( 2 ) اگر ما بخواهيم تاريخ اسلامى شكوفا گردد و همپاى نهضت فكرى و پيشرفت علمى در اين روزگاران ، حركت كند ، بايد به صورتى آگاهانه و با شيوههايى علمى و به دور از وابستگيهاى مذهبى و يا سنّتى ، مورد مطالعه واقع شود و با دقّت به حوادث عظيمى كه مسلمين در زمانهاى نخستينشان بدانها دچار گشته بودند ، بنگريم كه اين حوادث ، به اعتقاد ما ، سرچشمهء فتنهء بزرگ هستند و براى مسلمين ، مشكلات جاويدانى به بار آورده كه به فتنهها و مصيبتهايى براى آنان در امتداد تاريخ ، منجر شده است .
( 3 ) مطالعهء تاريخ اسلامى در آن دورهء بخصوص از روزگار ، اگر آن حوادث را تجزيه و تحليل ننمايد و انگيزهها و جريانات آنها را روشن نكند ، در آن صورت
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 23
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٢٣