و گرامىترين آنها نزد خدا را براى مباهله برگزيده بود كه عبارت بودند از دروازهء علم و پدر دو سبط آن حضرت ؛ يعنى امام امير المؤمنين عليه السّلام و پارهء تنش فاطمهء زهرا سرور زنان عالميان و حسن و حسين دو سرور جوانان اهل بهشت .
( 1 ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در حالى پيش آمد كه حسين را در بغل داشت و با دست ديگرش حسن را گرفته بود و پشت سر وى حضرت زهرا با پوششى از نور خدا حركت مىكرد و امام امير المؤمنين عليه السّلام در پى ، با شكوهى نمايان قدم بر مىداشت .
( 2 ) از سوى ديگر ، سيد و عاقب همراه فرزندان خود خارج شدند در حالى كه جامههاى فاخر پوشيده و زيور آلات بر خود داشتند و مسيحيان نجران و سواران بنى الحرث ، سوار بر اسبانشان با بهترين وضع و آمادگى ، همراه آنان بودند .
( 3 ) جمعيت فراوانى از مردم نيز جمع شدند و گردنها فراز كردند و اين حادثهء مهم را نظارهگر گشتند . سكوتى سنگين بر آن محل حكمفرما شد و تنها كلماتى نجوا گونه ميان مردم ردّ و بدل مىشد .
( 4 ) هنگامى كه مسيحيان حالت پيامبر و اهل بيتش را ديدند كه چشمها را خيره مىساخت و پيشانيها در برابرشان خاضع مىگشت ، دلهايشان از مشاهدهء هيبت پيامبر و شكوه طلعتش ، پر از بيم و هراس گرديد .
( 5 ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با خضوع براى مباهله بر زمين زانو زده بود . سيد و عاقب در حالى كه لرزه بر اندامشان افتاده بود ، نزد آن حضرت آمدند و گفتند : « اى ابو القاسم » با چه كسانى به مباهلهء ما اقدام مىنمايى ؟ » .
( 6 ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با كلماتى كه عظمت ايمان و خشيت از خدا را نمايان مىساخت به آنان پاسخ داد و گفت : « با بهترين مردم زمين و گرامىترين آنان نزد خدا با شما مباهله مىكنم » و به على ، فاطمه و حسنين اشاره فرمود .
آن دو با شگفتى پرسيدند : « چرا با اهل كرامت و بزرگى و صاحبان مقام از
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 84
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٨٤