حرمتى ، به زندان برگردانند » « 1 » .
( 1 ) اين شدت عدالت است كه خيانت را از بين مىبرد ، رشوه را نابود مىسازد و مجالى براى دزدى از مردم باقى نمىگذارد . . . و امام ، همهء كارهاى واليانش را زير نظر داشت و به او خبر رسيد كه عاملش در بصره به ميهمانى جمعى از اهل بصره دعوت شده ، امام ، نامهاى به وى نوشت و او را بدان جهت سرزنش كرد .
در نامهء آن حضرت آمده :
( 2 ) « اما بعد ، اى پسر حنيف ! به من خبر رسيده است كه مردى از جوانان اهل بصره ، تو را به ميهمانى فراخوانده و تو به سوى آن شتافتهاى ، از انواع غذاها بهترين را برايت مىآوردند و ظرفهاى بزرگ به سوى تو كشيده مىشدند و من گمان نمىكردم كه تو دعوت به ميهمانى كسانى را بپذيرى كه بينوايان از ياد برده و ثروتمندان را دعوت نموده باشند ، پس بنگر به آنچه از اين خوردنى به دندان مىگيرى و هر چه را بر تو مشتبه بود ، از دهان بينداز و آنچه را به پاكيش اطمينان دارى ، تناول كن » « 2 » .
( 3 ) انسانيّت هر تجربهاى داشته و به هر درجه از پيشرفت و ابداع در نظامهاى حكومت و مديريت رسيده باشد ، نمىتواند همانند اين نظام را بيافريند كه كارمند خود را به بلندهمتى فرا مىخواند و از او مىخواهد كه هر دعوتى را نپذيرد تا مبادا حقى را ترك كند و به داعيههاى خيانت و غرور ، پاسخ مساعد دهد .
هامش
( 1 ) بحار 16 / 26 .
( 2 ) محمد عبده ، شرح نهج البلاغه 3 / 70 .