« اى ابو وهب ! آنها نپذيرفتند و اگر مىپذيرفتند ، شفع و وتر را با هم مىآوردى » .
« افسار تو را هنگام حركت گرفتند و اگر افسارت را نمىگرفتند همچنان در حركت مىبودى « 1 » » .
( 1 ) « حطيئه » بازهم در مورد او مىگويد :
تكلم فى الصلاة و زاد فيها * علانية و جاهر بالنفاق
و مج الخمر عن سنن المصلى * و نادى و الجميع الى افتراق
أ أزيدكم على أن تحمدونى * فما لكم و مالى من خلاق « 2 »
« آشكارا در نماز حرف زد و چيزى بر آن افزود » .
« و شراب را از دهن خود ، به دور از راه و رسم نمازگزار ، بيرون ريخت و در حالى كه همگان در حال پراكنده شدن بودند ، فرياد كشيد » « آيا براى شما بيشتر بخوانم تا مرا بستاييد كه من و شما بهرهاى نداريم » .
( 2 ) جمعى از اخيار و نيكوكاران كوفه به مدينه شتافتند و از وليد نزد عثمان شكايت بردند ، در حالى كه انگشتر وى را در حال مستى از دستش گرفته بودند ، به همراه داشتند .
هنگامى كه با عثمان ديدار نمودند و به آنچه ديده بودند شهادت دادند از اينكه وليد شراب خورده ، بر آنها نهيب زد و به آنان گفت : از كجا مىدانيد كه وى شراب خورده است ؟ ! گفتند : همان شرابى كه ما در جاهليت مىخورديم .
هامش
( 1 ) همان .
( 2 ) همان .