( 1 ) مورخان مىگويند : وى عاملان خود را براى بهره بردن از بيت المال تشويق نمود و مثلا ابو موسى به يكى از كارگزاران خود اجازه داد تا در مواد غذايى اهل عراق دست به تجارت بزند « 1 » .
( 2 ) « سيد مير على » عقيده دارد كه مسلمانان از استبداد حكام و غارت اموال ، لطمات فراوانى را متحمل شدند « 2 » .
در اينجا به بعضى از عاملان وى اشارهاى مىنماييم :
( 3 )
1 - سعيد بن عاص
عثمان ، حكومت كوفه را به سعيد بن عاص سپرد و امور اين منطقهء عظيم را پس از عزل « وليد بن عقبه » به سبب ارتكاب جرم شرابخوارى ، به او واگذار كرد .
كوفيان ، حاكم جديد خود را با ناخرسندى و عدم رضايت استقبال كردند ، زيرا وى جوانى نازپرورده و گستاخ بود كه از ارتكاب منكر نمىهراسيد .
( 4 ) مورخان مىگويند : وى يك بار در ماه رمضان گفت چه كسى از شما هلال را ديده است ؟ پس صحابى بزرگوار ، هاشم بن عتبهء مرقال برخاست و گفت : « من آن را ديدهام » . ولى وى اعتنايى به او ننمود و سختترين و شديدترين كلام را متوجه وى ساخته گفت : « آيا با اين يك چشم كورت آن را ديدهاى ؟ ! » .
هاشم ، آزرده خاطر گشت و به وى اعتراض نمود و گفت : « مرا بخاطر اين يك چشم نابينايم سرزنش مىكنى در حالى كه آن در راه خدا از بين رفته است » ،
هامش
( 1 ) طبرى ، تاريخ 4 / 262 .
( 2 ) مختصر تاريخ العرب ، ص 43 .