( 1 ) تعيين حاكمان براى مناطق و سرزمينهاى اسلامى يا سپردن هر منصب حسّاس نظامى به هر كسى ، تنها پس از اطمينان به وى و احراز اخلاص او نسبت به نظام حاكم و برنامههاى سياسيش صورت مىگرفت و هر كس كمترين نظر مخالف خواستههاى دولت داشت ، براى هيچ كارى از كارها نامزد نمىگرديد .
( 2 ) مورخان مىگويند : ابو بكر ، « خالد بن سعيد بن عاص » را از فرماندهى سپاهى كه براى فتح شام فرستاده بود ، معزول ساخت و هيچ موجبى براى عزل وى وجود نداشت جز اينكه عمر او را از تمايلش نسبت به على آگاه ساخت و مواضع وى را در روز سقيفه كه مخالف ابو بكر بود ، برايش بيان كرد « 1 » .
( 3 ) ابو بكر ، هيچ سمت يا منصبى را براى كسى از هاشميان در نظر نگرفت و عمر در گفتگويش با ابن عباس از علت اين محروميت ، پرده برداشت از اينكه او مىترسيد اگر بميرد و كسى از هاشميان بر سرزمينى از سرزمينهاى اسلامى حاكم باشد ، در امر خلافت ، وضعى نامطلوب پيش آيد « 2 » .
همچنين انصار را از مقامات دولتى محروم ساخت و آن به سبب تمايلات شديد آنان نسبت به على عليه السّلام بوده است . ( 4 ) اما عمّال و حاكمان وى غالبا از خاندان اموى بودند و آنها عبارتند از :
1 - ابو سفيان : او را به حكومت منطقهاى گماشت كه در آخرين حد از حجاز و آخرين بخش از نجران بود « 3 » .
2 - يزيد بن ابى سفيان : او را به عنوان حاكم شام تعيين نمود « 4 » مورخان
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه 2 / 58 - 59 .
( 2 ) مروج الذهب ( چاپ شده در حاشيهء ابن اثير ) 5 / 135 .
( 3 ) بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 103 .
( 4 ) ابن اثير ، تاريخ 2 / 403 .