« خير ديدهاى ! ان شاء اللّه ، فاطمه پسرى به دنيا مىآورد و در دامن تو قرار مىگيرد . . . » .
( 1 ) روزها به سرعت گذشت و فاطمه سرور زنان ، حسين را به دنيا آورد و او در دامن ام الفضل بود به همان گونه كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خبر داده بود « 1 » .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در انتظار طلوع ستارهء مولود جديد باقى ماند كه زندگى پارهء تنش به او درخشان شود ، او عزيزترين باقيماندگان نزد وى از پسران و دخترانش بود .
( 2 )
مولود مبارك
سرور زنان عالميان ، نوزاد بزرگوارش را به دنيا آورد كه هيچ بانويى از دختران حوّا ، نه در عصر نبوت و نه بعد از آن همانند او را نزاييده بود كه بركتى عظيمتر و سودى بيشتر از او براى انسانيت داشته باشد . پس پاكتر ، طاهرتر و درخشانتر از او نبوده است .
( 3 ) دنيا به وى درخشان شد و انسانيت در همهء نسلهايش به وى خوشبخت گرديد . مسلمين به او مفتخر شدند و ياد اين مناسبت را گرامى داشتند و هر سال به آن مفتخر و سرافراز گشتند .
( 4 ) وزارت اوقاف مصر در مسجد حسينى ، به همين مناسبت جشنى رسمى
هامش
( 1 ) مستدرك صحيحين 3 / 176 . و در مسند فردوسى ، ام الفضل گفت : « ديدم كه گويى اندامى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در خانهام بود ، پس از آن دلتنگ شدم و نزد آن حضرت رفتم و موضوع را به وى گفتم .
حضرت فرمود : آرى ، همان است . پس فاطمه حسين را به دنيا آورد ، پس او را شير دادم تا از شير گرفته شد » .
و در تاريخ الخميس 1 / 418 آمده است كه اين خواب پيش از تولد امام حسن عليه السّلام بوده است .