چشمها را مجروح نمود » .
« خداوند شما را باد آيا به ياد نمىآوريد در حالى كه آزادهء بزرگوار به ياد مىآورد و شرم مىكند » .
« اين فرزند فاطمه « 1 » است كه شما را سر بريد و نابود ساخت و در برابر بعضى سر بريدنهايش سر او بريده نشده است » .
« كجايند آن بزرگان و آن نامدارانى كه در سختيها بودند و زينت سرزمين مكه كجا شد ؟ » .
( 1 ) « ابن طاووس » از پدرش روايت كرده : به على بن الحسين عليه السّلام گفتم : چرا قريش ، على را دوست نمىدارد ؟
آن حضرت عليه السّلام پاسخ داد : « زيرا وى اوّلشان را به آتش فرستاد و آخرشان را به ننگ دچار ساخت . . . » « 2 » .
( 2 ) به هر حال ، انصار دانستند كه مهاجرين از قريش ، توطئههايى را مىچيدند و براى امام ، نقشههاى شومى در سر مىپروراندند و آنان به حكومتش راضى نخواهند شد و اين امر را در روز « غدير خم » اعلام نمودند ؛ زيرا گفتند :
« محمّد گمان كرده كه اين امر براى عموزادهاش انجام شده است و هيهات كه انجام شود ! » و انصار ، يقين كردند كه اگر مهاجرين زمام حكومت را به دست گيرند ، آنان به سبب دوستيشان نسبت به امام ، دچار شدّت و سختى خواهند شد و لذا آنان به انعقاد كنگره و اقدام به نامزدى فردى از ميان خود براى خلافت ، پرداختند .
هامش
( 1 ) مقصود « فاطمهء بنت اسد » ، مادر امام امير المؤمنين عليه السّلام است .
( 2 ) ابن الاعرابى ، معجم ، 3 / 504 .