تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
براى آخرين بار وداع كردند ، حضرت امام امير المؤمنين عليه السّلام در تاريكى شب به خاكسپارى آن بدن مقدس در آرامگاه اخيرش پرداخت و در كنار قبر ايستاد و در حالى كه خاك آن را با اشك ديده سيراب مىنمود ، با صدايى آهسته و غم‌آلود گفت : « شكيبايى جز دربارهء تو زيباست و جزع جز براى تو ، زشت است . مصيبت تو عظيم است و پيش از تو و بعد از تو بزرگ باشد . . . » « 1 » . ( 1 ) پرچمهاى عدالت درهم پيچيده شده و اركان حق به لرزه درآمد و آن لطف الهى از ميان برداشته شد كه جريان حيات را به واقعيتى درخشان تبديل كرده بود و ناله‌هاى ستمديدگان و شكنجه‌شدگان در آن متلاشى گرديد كه ديگر نيازى به فقر و حرمان نباشد و انسان همهء خواسته‌هايش را از نيكنامى و امنيّت و استقرار در آن بيابد . ( 2 )

پريشانى عترت پاك عليهم السّلام

عترت پاك از درگذشت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به سخت‌ترين و دردناكترين صورت ، پريشان خاطر شدند و از اين بيم داشتند مردم عرب كه از اسلام ، خونخواهى داشتند ، بر آنها يورش برند ؛ زيرا خصلت انتقامجويى نزد عرب و غير عرب ، ريشه‌دار و ذاتى مىباشد و دلهاى آنان از حقد و دشمنى نسبت به خانوادهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پر بود و منتظر فرصت و چشم به راه حوادث بودند تا از آنان انتقام گيرند و آنها معتقد بودند كه « على » همان كسى است كه خون آنها را ريخته و سر از تن فرزندانشان جدا كرده بود و آنها در انديشهء انتقام گرفتن از او و ديگر افراد خانواده‌اش بودند .
هامش
( 1 ) محمد عبده ، شرح نهج البلاغه 3 / 224 .
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 269 | الشيخ باقر شريف القرشي / سيد حسين محفوظى اهوازى