( 1 ) رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بيدار شد و به او فرمود : « اين گفتهء عموى تو ابو طالب است » . آنگاه آن حضرت اين گفتار خداى تعالى را تلاوت فرمود :
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ
« 1 » « 2 » .
« و محمد صلّى اللّه عليه و آله جز پيامبرى نيست كه پيش از او رسولان بودهاند ، پس اگر بميرد و يا كشته شود ، به گذشتهء خود بازمىگرديد ؟ و هر كس به گذشتهاش بازگردد چيزى به خداوند زيان نمىرساند و خداوند سپاسگزاران را پاداش خواهد داد » .
( 2 ) « انس بن مالك » روايت كرده : فاطمه كه حسن و حسين با او بودند ، نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هنگام بيمارى وفاتش آمد و خود را بر او انداخت و سينه بر سينهاش نهاد و سخت مىگريست . پيامبر وى را از اين كار نهى فرمود و او به خانهاش برگشت در حالى كه اشك بر چشمان پيامبر نشسته بود و مىفرمود : « خداوندا ! اهل بيتم را نگهدار و من آنها را نزد هر مؤمنى به امانت مىگذارم . . . » .
و اين كلمات را سه بار تكرار كرد در حالى كه سخت اندوهناك بود به سبب آنچه مىدانست چه محنتها و مصيبتهايى بر آنها خواهد گذشت .
( 3 )
ميراث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى دو سبطش
هنگامى كه سرور زنان دانست كه ديدار پدرش با پروردگار نزديك گشته ، به خانهء خود شتافت و دو فرزند خود حسن و حسين را با خود آورد و در
هامش
( 1 ) انساب الاشراف ، ج 1 ، ق 1 ، ص 552 - 553 .
( 2 ) آل عمران / 144 .