سودمند نباشد آنچه را به من داده باشى . از تو درخواست مىكنم رهايى گردنم را از آتش ، جز تو پروردگارى نيست ، تنهايى بدون شريك ، ملك از آن تو است و ستايش تو را باشد و تو بر هر چيزى توانايى اى پروردگارم ! اى پروردگارم ! » .
( 1 ) اين دعا ، تأثير عظيمى بر جان همراهان امام داشت . آنها با دلها و عواطفشان به سوى او توجه كرده و به دعايش گوش فرا داده و صداى گريهء آنها بلند گشته و از دعا براى خود بازمانده بودند ، در مكانى كه دعا در آن اجابت مىگردد .
راويان مىگويند : امام تا غروب آفتاب به دعاى خود ادامه داد و سپس به سوى « مزدلفه » حركت كرد و مردم نيز به همراه ايشان حركت كردند « 1 » .
( 2 )
مجموعهاى از كلمات امام حسين عليه السّلام
خداوند ، زمامهاى حكمت و فصل خطاب را به امام حسين بخشيد كه همچون سيلابهايى از موعظه ، آداب و امثال ، بر زبان آن حضرت جارى و روان بود ، بعضى از كلمات قصار آن حضرت در پى مىآيد :
( 3 ) 1 - آن حضرت عليه السّلام فرموده است : « عاقل با كسى سخن نمىگويد بيم دارد او را تكذيب كند و از كسى كه مىترسد به او ندهد ، چيزى را كه در خواست نمىكند و به كسى اميد نمىبندد كه اميد به او مورد اعتماد نباشد . . . » « 2 » .
( 4 ) 2 - آن حضرت عليه السّلام به فرزندش على بن الحسين فرمود : « اى فرزند ! بر
هامش
( 1 ) مجلسى ، زاد المعاد 248 - 268 . كفعمى 339 - 350 ، بلد الامين . بلاغت امام حسين . ابن طاووس ، اقبال كه زيادتى بر اين دعا دارد .
( 2 ) ريحانة الرسول ، ص 55 .