( 1 ) 9 - « يزيد بن ابن زياد » روايت كرده : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از خانهء عايشه خارج شد و بر خانهء فاطمه گذشت و شنيد كه حسين گريه مىكند . پس آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله از اين امر ناراحت شد و به فاطمه فرمود : « آيا نمىدانى كه گريهاش مرا مىآزارد . . . » « 1 » .
( 2 ) 10 - « عبد اللّه بن شداد » از پدرش روايت كرده : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سجدهاى طولانى نمود تا آنجا كه گمان كرديم اتفاقى افتاده و يا اينكه وحى بر او نازل شده است ، پس ، از آن حضرت در مورد آن پرسيديم ، فرمود : « هيچكدام از اينها نبود ، بلكه پسرم مرا مركب خود قرار داد و دوست نداشتم كه او را به عجله اندازم تا به خواستهء خود برسد . . . » « 2 » .
( 3 ) اينها بعضى از اخبارى است كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مورد ريحانهاش رسيده كه نشانهاى افتخار و شرافتى هستند كه به وى بخشيده و اعلامى از آن حضرت بوده است به اينكه سايه و حقيقتش در اين طفل نمايانده خواهد شد و او تصويرى بىهمتا براى انسانيت و الا و اسرار عظيم آن حضرت خواهد بود .
( 4 )
خبر دادن پيامبر در مورد شهادت امام حسين عليه السّلام
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ياران خود را از كشته شدن ريحانه و سبط خويش با خبر ساخت و اين امر را ميان مسلمين انتشار داد به طورى كه اين موضوع نزد آنها از امور حتمى گرديد و در مورد آن هيچگونه شكى نداشتند .
هامش
( 1 ) مجمع الزوائد 9 / 201 . سير اعلام النبلاء 3 / 284 طبرانى ، المعجم الكبير 3 / 124 . ذخائر العقبى ، ص 143 .
( 2 ) تهذيب التهذيب 2 / 346 . تيسير الوصول الى جامع الأصول 3 / 321 . نسائى ، سنن 2 / 229 .