متكلّمانى تكيه دارد كه مسألهء اعجاز را در حوزهء دفاع از اسلام وارد نمودهاند . « 1 » . اين ، نياز مسلمانان را در كشف طبيعت معجزهء بىنظيرشان برآورده ساخته است . در اين جا كافى است به نيازى مبرم اشاره كنيم كه ابو عبيده ، جاحظ ، ابن قتيبه ، رمّانى ، خطّابى و باقلانى را به تأليف در اين مسأله واداشته است .
مشاركت دانشمندان با تخصصهاى متعدّدشان در حوزهء اعجاز ادامه يافت تا اينكه مفهوم اعجاز به دانشى با هويت خاص در ميان علوم قرآنى بدل شد . اين بحث همچنان با توجه به تحوّلات روزگار و تفاوت طبيعت و سرشتشان نو مىگردد . دوران جديد با مسألهء اعجاز به شكل جديد روبرو شد . اعجاز امروزه در برابر مسلمانان روشنگر با فرهنگى بيگانه از زبان قرآن قرار گرفته است كه آنان را از درك فطرى اعجاز دور نموده است . « 2 »
اعجاز بلاغى
نويسندگان اين حوزه به جنبههاى زيادى اشاره كردهاند ، مثل قاضى عياض « 3 » ( درگذشتهء 544 ه ) و ابن قيم جوزيه « 4 » ( درگذشتهء 571 ه ) و زركشى « 5 » ( درگذشتهء 794 ه ) . امّا سيوطى ( درگذشتهء 911 ه ) تلاش تمام پيشينيان را گردآورى نموده و آن را به سىوپنج وجه رسانده است كه قبل از وى تا اين حد نبوده است . البته وى ميان اينگونهها خلط نموده و خود اشاره كرده است كه هرچند برخى از آنها جنبهء اعجازى ندارند اما تنها به خاطر آگاهى از برخى معانى آن آورده شده است . « 6 »
اين جنبهها را مىتوان به دو قسم تقسيم نمود :
1 . قسمى در بردارندهء موضوعهاى پراكندهء قرآنى است كه به اعجاز بلاغى مربوطاند ، مثل دانشهاى استنباط شده از قرآن كه از كاستيها و اضافات محفوظ
هامش
( 1 ) التفكير البلاغى ، ص 36 .
( 2 ) الظاهرة القرآنيه ، صص 65 - 66 .
( 3 ) الشفاء ، ص 166 .
( 4 ) الفوائد المشوق ، ص 246 .
( 5 ) البرهان ، زركشى ، ج 2 ، ص 93 .
( 6 ) معترك الاقران ، ج 1 ، ص 12 .