5 - اختلاف ناشى از ناتوانى به علّت نادانى ( و وجود خدمتكار ) « 1 » 6 - اختلاف ناشى از ناتوانى به سبب پيرى ( وجود پيرمرد و پيرزن در بين آنها ) « 1 » 7 - به حوادث اختلاف [ در قرائت ] كه در دوران مدينه پديد آمد ، حادثهاى در دوران ابوبكر به آن اضافه مىشود كه در آن ، ويژگيى است كه هميشه در احاديث پيشين نمايان بود امّا اين حادثه ، جريان اختلاف را مشخّصتر مىسازد . ابو حيّان مىگويد : « از عمر روايت شده است كه
وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ
[ توبه 9 / 100 ] را بدون « واو » قرائت كرده است « 3 » كه « الّذين ] صفت « الانصار » مىشود .
تا اين كه ، زيد بن ثابت به او گفت : « با « واو » است » و عمر در پاسخ گفت : أبىّ را نزد من آوريد . ابىّ گفت : درستى [ قرائت با « واو » ] در قرآن ، در اوّل سورهء جمعه
وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ
« 4 » و اواسط سورهء حشر
وَ الَّذِينَ جاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ
« 5 » و آخر سورهء انفال
وَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْ بَعْدُ
« 6 » است . روايت شده كه روزى عمر از كسى شنيد كه آيهء مورد نظر را با « واو » قرائت مىكرد . به او گفت : « چه كسى اين قرائت را به تو آموخت ؟ » مرد گفت : ابىّ .
آن گاه عمر ، ابىّ را خواست و ابىّ گفت : پيامبر - صلى اللّه عليه [ و آله ] و سلم - اين را به من آموخته است . سپس عمر گفت : به نظرم در موقعيتى قرار گرفتهايم كه بعد ما هيچ كس به آن نخواهد رسيد . » « 7 » بنابراين ، اين گونه اختلاف ، شكل نقص در حرف عطف به خود مىگيرد و تا زمانى كه اصل نقص در درون حروف هفتگانه باشد ، زيادت هم در آن وجود دارد ؛ چون
هامش
( 1 ) آنچه در ميان پرانتز آمده ، برگرفته از يكى از روايات حديث حروف هفتگانه است ( به ملحقات مراجعه شود ) .
[ روايت پنجم از روايتهاى ابىّ بن كعب ] .
( 3 ) يعنى بر خلاف قرائت عمومى :وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ . . .[ و پيشگامان نخستين از مهاجران و انصار و كسانى كه با نيكوكارى از آنان پيروى كردند ، خدا از ايشان خشنود و آنان [ نيز ] از او خشنودند . . . . ] .
( 4 ) جمعه ( 62 ) ، بخشى از آيهء 3 : . . . [ و نيز بر جماعتهايى ] ديگر از ايشان كه هنوز به آنها نپيوستهاند . . .
( 5 ) حشر ( 59 ) ، بخشى از آيهء 10 : . . . و [ نيز ] كسانى كه بعد از آنان [ مهاجران و انصار ] آوردهاند . . .
( 6 ) انفال ( 8 ) ، بخشى از آيهء 75 : . . . و كسانى كه بعدا ايمان آورده . . . .
( 7 ) ابو حيّان محمد بن يوسف بن على الاندلسى ، البحر المحيط ، ج 5 ، ص 92 .