6 - اختلاف در تقديم و تأخير ، مثل :
وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ
« 1 » و قرائت ( / و جاءت سكرة الحقّ بالموت ) .
7 - اختلاف در زيادت و نقصان . مثل :
لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً
« 2 » و قرائت ( . . . نعجة أنثى ) « 1 » .
[ ابن قتيبه ] در ادامه چنين مىگويد : « همهء اين حروف ، كلام خداوند است كه جبرئيل آنها را بر پيامبر - عليه السلام - نازل كرده است . مثلا قبيلهء هذيل « عتى حين » مىخواند كه مرادش « حتى حين » مىباشد ، چون چنين تلفظ مىكند و آن را به كار مىبرد ، يا قبيلهء أسد « تعلمون » و « تعلم » مىخواند ؛ تميم به همزه مىخواند [ همز ] و قريشى بدون همزه و ديگرى
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ
[ منافقون 63 / 5 و مرسلات 77 / 48 ] و
غِيضَ الْماءُ
[ هود 11 / 44 ] رأ به اشمام ضمه با كسره و
هذِهِ بِضاعَتُنا رُدَّتْ إِلَيْنا
[ يوسف 12 / 65 ] را به اشمام كسره با ضمه و
ما لَكَ لا تَأْمَنَّا
[ يوسف 12 / 11 ] را به اشمام ضمه با ادغام ، مىخواند ( 10 ) و اين چيزى است كه بر هر زبانى آسان نيست آن گاه [ ابن قتيبه ] براى اين اجازه در قرائت چنين توجيه مىآورد : « اگر به هر يك از اين گروهها [ قبايل ] دستور داده شود ، از زبانشان كه در كودكى و نوجوانى و ميانسالى به آن عادت كردهاند ، دست بردارند ، كار مشكل مىشد و رنج و دشوارى عظيم رخ مىنمايد چه اين كار تنها بعد از يك رياضت طولانى نفسانى و رام كردن زبان و قطع عادات ، ممكن است . » « 4 »
اين تفسير از ابن قتيبه ، در واقع ، بر آن چيزهايى كه از خلال روايتهاى حديث كه به علل اجازهء قرائت بر هفت حرف و شكلهاى اختلاف در آنها اشاره دارند ؛ مبتنى است . وى ، در كنار اين ، تقسيم بندىاى از وجوه اختلاف در قرائتها ارائه داده كه از سادهترين شكلها آغاز و تا دورترين آنها از قرائت مشهور پيش مىرود .
سه وجه نخست اختلاف [ اطهر ، باعد ، ننشزها ] با متن اجماع شدهء مصحف عثمانى
هامش
( 1 ) ق ( 50 ) ، بخشى از آيهء 19 : و سكرات مرگ ، حقيقت را [ به پيش ] آورد .
( 2 ) ص ( 38 ) ، بخشى از آيهء 23 : او را نود و نه ميش [ است ] .
( 4 ) ابن قتيبه ، تأويل مشكل القرآن ، صص 28 - 30 .