فرمود . ) آن گاه فرمود : اى عمر ، تمام قرآن درست است تا زمانى كه رحمت را عذاب و عذاب را رحمت قرار ندهى » .
روايت ابو جهيم انصارى
« يونس بن عبد الاعلى برايم حديث كرد و گفت : ابن وهب به ما خبر داد و گفت : سليمان بن بلال از يزيد بن خصيفه به من خبر داد و او از بسر بن سعيد كه ابو جهيم انصارى به وى خبر داده است كه :
دو مرد در آيهاى از قرآن دچار اختلاف شدند و يكى گفت : آن را از رسول خدا ( ص ) فرا گرفتم و ديگرى گفت : من هم آن را از رسول خدا ( ص ) فرا گرفتم . هر دو از رسول خدا ( ص ) پرسيدند و رسول خدا ( ص ) فرمود : قرآن بر هفت حرف نازل شده است ، پس در آن به جدال و مراء نپردازيد كه مراء در آن كفر است » .
نقد اصطلاحى [ احاديث به ترتيب ]
1 - حديث زيد بن ارقم اصلى ندارد و آن را مردى دروغگو ( كذّاب ) يعنى عيسى بن قرطاس روايت كرده است . استاد شاكر قول ابن معين را دربارهء وى چنين نقل كرده است . ضعيف است و ( ليس بشىء ) و براى هيچ كس حلال نيست كه از او روايت كند . ( لا يحلّ لأحد أن يروى عنه ) ( 1 ) همچنين وى بيان داشته كه « زيد القصار » نامى است ساختگى و اصالتى ندارد .
2 - حديث ابو طلحه را استاد شاكر مفصل بحث كرده است و سند آن را نقد نموده و به اين نكته رسيد كه « حديث به شكر خدا صحيح است » .
3 - حديث ابو جهيم در إسنادش صحيح است و استاد شاكر در نقد سند آن هم زياد بحث كرده است .
روايت ابو بكرة
« ابو كريب براى ما حديث كرد و گفت : زيد بن حباب از حماد بن سلمه براى ما حديث كرد و او از على بن زيد و او از عبد الرحمن بن ابى بكره و او از پدرش كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود :
جبرييل گفت : قرآن را بر يك حرف قرائت كنيد پس ميكاييل گفت : زيادت طلب كن . پس گفت :
بر دو حرف . تا اين كه به شش يا هفت حرف رسيد و رسول خدا ( ص ) فرمود : همهء اينها كافى و شافى است تا زمانى كه آيهء عذاب به رحمت يا آيهء رحمت به عذاب ختم نشود . مثل هلمّ و تعال » .