( سماع مباشرة ) و يا آن را از عبادة بن صامت شنيده كه او از أبىّ شنيده باشد ( سماع ) .
5 - إسناد آن ، صحيح است .
6 - با دو إسناد صحيح روايت شده است .
7 - إسناد آن صحيح است و تكرار حديث قبلى است .
8 - با دو اسناد روايت شده است ؛ يكى متصل و صحيح است و ديگرى كه ظاهر آن اتصال را مىرساند هر چند كه در صورت عدم اتصال آن ، بر صحت تأثيرى ندارد . شيخ شاكر در بررسى اين سند ، تحقيق زياد كرده است .
9 - إسناد آن مثل قبلى است .
10 - إسناد آن صحيح است .
11 - حديث صحيحى است كه مسلم و ابو داود و نسائى از روايت شعبه ، آن را با اسانيد صحيح نقل كردهاند .
12 - تكرار حديث قبلى است .
13 - تكرار حديث قبلى با دو إسناد از شعبه .
14 - إسناد آن صحيح است .
15 - إسناد آن تا عبد الرحمان بن ابو ليلى صحيح است ولى بعد از او ارسال دارد ، چون ابن ابى ليلى صحابهاى را كه از آنان روايت كرده ، ذكر ننموده است . اما اين حديث به روايتهاى پيشين ابن ابى ليلى از ابىّ بن كعب تأييد مىشود و مثل حديث متّصل است . ( اتصال معنوى ) 16 - إسناد آن صحيح است اين حديث در شمارهء ( 10 ) به اختصار آمده و در شمارهء 16 طولانى ذكر شده است .
روايتهاى ابن مسعود
1 - « محمد بن حميد رازى براى ما حديث كرد و گفت : جرير بن عبد الحميد براى ما حديث كرد از مغيره و او از و اصل بن حيان و او از كسى ( عمن ذكره ) و او از ابو الاحوص و او از عبد اللّه بن مسعود كه گفت : پيامبر ( ص ) فرمود : قرآن به هفت حرف بر من نازل شده است كه هر حرفى از اين حروف ظاهر و باطنى دارد و هر حرف حدّى و هر حدّ ، مطلعى .
2 - « ابن حميد براى ما حديث كرد و گفت مهران براى ما حديث كرد و گفت : سفيان ، بردهء ابراهيم